التماس دعا برای شفای مادرم

سلام به همه دوستان و همراهان عزیز

حلول ماه رجب خدمت همه شما دوستان مبارک باشه انشاالله

در این ماه بزرگ و سرشار از معنویت همه رو دعا بفرمایید لطفا

ببخشید چند روز به علت بیماری و مشکلی که برا مادر به وجود اومد نتونستم بیام نت و پست جدید بذارم. شاید تا چند روز آینده هم فقط جسته گریخته بتونم بیام.

از همه التماس دعا دارم. برای شفای همه مریضا و برای شفای مادر عزیز منم دعا کنید.

دوستتون دارم.

موفق باشید

یا علی مدد

توضیح مختصری پیرامون نحوه پیدا کردن مطالب جدید این وبلاگ

سلام دوستان و همراهان عزیز

خیلی خوشحالم که دوستانی هم‌چون شما دارم.

اگر چه هم‌دیگر را ندیده‌ایم و شاید هیچ‌وقت هم نبینیم، اما معرفت شما در خواندن مطالب و کامنت‌های زیباتون نشون از یه دنیای مجازی می‌ده که بر خلاف تمام گفته‌ها و شنیده‌ها همیشه بد نیست و گاهی خیلی جذاب و دوست داشتنیه.

ممنونم از همه تون و دست گلتون رو می‌بوسم که با سرانگشتان هنرمندتان کلیدهای مختلف صفحه کلید رو فشرده و مطالب بسیار ارزشمندی رو برام می‌نویسید.

اما بعضی دوستان گلایه کرده‌اند که پست‌های جدید رو نمی‌بینند و پیدا کردن و خوندن اونا براشون یه خورده مشکل شده.

خدمت همۀ شما عزیزان عرض کنم تو این وبلاگ از حدود ده سال پیش یعنی دقیقا از مرداد ماه سال 1392دو پست ثابت وجود داشته که همواره بالاتر از همۀ مطالب وبلاگ نمایش داده می‌شدند. یکی رزومۀ کوهنوردی اینجانب و دیگری یه پست خوش‌آمد گویی. چون در این دو پست از تصاویر استفاده کردم بلاگفا در حال حاضر اجازۀ ویرایش اون‌ها رو نمی‌ده و مجبورم یا کلا پاکشون کنم یا به همین حالت نگهشون دارم.

از طرفی از روزی که بنا را بر نوشتن گزارشات توصیفی مناطق مختلف گذاشتم. هموراه 4 گزارش یا چهار پست رو طوری تنظیم می‌کنم که در ابتدای مطالب قرار گیرند ریرا خواندن و یافتن آنها برای مخاطب راحت‌تر است.

بنابراین مطالب دیگر که شامل مطالب طنز، اشعار، جملات کوتاه و هر چیز دیگری بعد از این پست‌ها قرار می‌گیرند و شما باید برای دیدن و مطالعۀ مطالب جدید شش پست رو رد کنید.

امیدوارم تونسته باشم توضیح کاملی در ارتباط با این موضوع داده باشم.

از این که با این کارم باعث شدم شما عزیزان سر در گم بشین بسیار شرمنده و عذرخواهم.

اگر دوستان پیشنهادی در این زمینه دارند با دیدۀ منت پذیرا هستم تا در بهبود کیفیت و ساده‌تر شدن دسترسی خوانندگان موثر واقع شود.

ارادتمند همۀ دوستان گلم

ستاره سهیل

چهارسنبه 28 دیماه 1401

رزومه کوهنوردی بنده را نیز مطالعه کنید

 

 

رزومه کوهنوردی اینجانب را در اینجا مطالعه کنید

 

 

 

خان اول شاهتامه (نبرد رخش با شیر) به همراه تحلیل روانشناسی آن

برون رفت پس پَهلِوِ1 نیمروز

ز پیش پدر گُرد2 گیتی فروز

دو روزه به یک روز بگذاشتی

شب تیره را روز پنداشتی

بدین سان همی رخش بُبرید راه

بتابنده روز و شبان سیاه

تنش چون خورش جُست و آمد به شور

یکی دشت پیش آمدش پر ز گور

یکی رخش را تیز بنمود ران

تَگِ3 گور شد از تَگِ او گران

کمند و پی رخش و رستم سوار

نیابد ازو دام و دد زینهار

کمند کیانی بینداخت شیر

به حلقه درآورد گور دلیر

.

.

.

برای خواندن بقیه اشعار و ترجمه و تحلیل لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

چه ملوسی، چه ملنگی، چه قشنگی، چه لوندی

تو که دارندۀ آن خرمن گیسوی بلندی
چه ملوسی، چه ملنگی، چه قشنگی، چه لوندی

دل دیوانه به رخسار تو صد بوسه فشاند
که هویداست از آن دیده، که دیوانه پسندی

به جوانی رسد آن پیر سپید آمده مژگان
اگرش چشم سیاه تو کند وسوسه چندی

تو چه مهری، تو چه ماهی، تو چه میری، تو چه شاهی
تو چه نازی، تو چه نوشی، تو چه شهدی، تو چه قندی

به تراش خوش آن شانه و آن گردن زیبا
چه غزالی تو که رامت نکند تاب کمندی

تن پاکیزه­تر از نرگس شاداب تو نازم
که بدان قامت پر غنچه، در آغوش پرندی

نه شگفت است گر از بوسۀ سوزان تو میرم
که بود بر در کندوی عسل، بیم گزندی

دل من پرتو لبخند بلورین تو خواهد
که ملول است ز گستاخی هر بیهده خندی

خنک آن لحظه که از بستر خوابت بربایم
تو به پشت من و، من پیش تو بر پشت سمندی

گل آغوش فریدون شو و جانش به لب آور
تو که از بوسه نوازشگر دل­های نژندی

فریدون توللی، مجموعه شعر شگرف، وسوسه

گفته بودي که چرا محو تماشاي مني؟

گفته بودي که چرا محو تماشاي مني؟

آن چنان مات که يک دم مژه برهم نزني!

مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني

فریدون مشیری

دل خوش به خنده های من خیره سر نباش

دل خوش به خنده های من خیره سر نباش

دیوانه ها به لطف خدا غالبا خوشند

حسین زحمتکش

تهمت نالایقی بر ما زدی باشد قبول

تهمت نالایقی بر ما زدی باشد قبول

در پی لایق برو ما هم تماشایش کنیم

فال حافظ زدنت از پی دل تنگی کیست؟

فال حافظ زدنت از پی دل تنگی کیست؟

من که هر لحظه به یاد تو و دل تنگ توام

آن قدر دير آمدي تا عاقبت پاييز شد

آن قدر دير آمدي تا عاقبت پاييز شد

کاسه ي صبرم از اين دير آمدن لبريز شد

تير ديوانه شد و مرداد هم از شهر رفت

از غمت شهريورِ بيچاره حلق آويز شد

مهر با بي مهري و نامهرباني مي رسد

مهرباني در نبودت اندک و ناچيز شد

بي تو يک پاييز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟

بي تو حتّي فکر باران هم خيال انگيز شد

کاش مي شد رفت و گم شد در دل پاييز سرد

بوي باران را تنفّس کرد و عطر آميز شد

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟

آن قدر دير آمدي تا عاقبت پاييز شد

فرهاد شريفي

تار زلفت را جدا مشاطه گر از شانه کرد

تار زلفت را جدا مشاطه گر از شانه کرد

دست آن مشاطه را باید جدا از شانه کرد

شاعر؟؟؟

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد از این باید فراموشش کنم

دیدمش و از یاد بردم گفته های خویش را

مهدی اخوان ثالث

حال من مثل کویری است که از لکه ی ابر

همچو کوهی که درونش نم دریا دارد
در دلم درد زیاد است ولی جا دارد

اشک دارد به تن هر مژه ام می لغزد
پلک بر هم بزنم، سیل تماشا دارد

سرخیِ چشم من از عادت بی خوابی نیست
خصلت وقت غروب است که صحرا دارد

حال من مثل کویری است که از لکه ی ابر
جرعه ای آب، و یا قطره تمنا دارد

زندگی دایره ای بود در ابعاد زمین
خوب چرخید که ما را به امان وا دارد

نکند گریه کنم تر بشود چشمانم
خیسی صورت یک مرد چه معنا دارد؟

شاعر؟؟؟

پیکار حسود، با من امروزی نیست

داریم دلی صاف تر از سینه صبح

در پاکی و روشنی چو آیینه صبح

پیکار حسود، با من امروزی نیست

خفاش بود دشمن دیرینه صبح

رهی معیری

صوت مرغان لب تالاب می چسبد به من

صوت مرغان لب تالاب می چسبد به من
عطرِ جان بخش گل مرداب می چسبد به من


در کنارت با جسارت گفتن از راز دل و
راه رفتن در شب مهتاب می چسبد به من


بر لب دریا ز لب هایت لبالب ساغر و
میگساری با شراب ناب می چسبد به من


از عطش لبریز بودن، بی قرار بی قرار
بوسه بازی با لب بی تاب می چسبد به من


غرق رؤیای محال با تو بودن خفتن و
دیدنت حتّی میان خواب می چسبد به من

شاعر؟؟؟

عکس نوشته سلام و صبح بخیر زیبا برای مخاطب خاص

چقدر خوب و دلنشین است که در روزهای سرد زمستانی کنار همسرت از خواب سحرگاهی بیدار شوی
و صبح خود را با یک چای داغ و تازه دم شروع کنی
از تمام زندگی برای من همین بس که لبخند رضایت روی لبان تو نقش می بندد
همسر گلم صبحت بخیر.

اگر روزی فهمیدم دوستم نداری گریه نمی‌کنم . . .

اگر روزی فهمیدم دوستم نداری گریه نمی‌کنم . . .

بلکه آرزو می‌کنم که . . .

روزی عاشق كسی بشی که دوستت نداشته باشد . . .

مطالب طنز و فکاهیات

میگن یکی قاضی می‌‌شه . . .

حکم یه محکوم رو می‌‌بره . . .

هشت سال حبس ابد!!!

شعر کوتاه درباره حاج قاسم سلیمانی مرد آسمانی ایران (جان فدا)

عبدالله موسوی صالحی:

تا بود تمام زخم‌ها مرهم داشت

انگار وطن دوباره یک رستم داشت

پایان تمام افتخارات، اسمش

او واژه‌ای از جنس شهادت کم داشت

احمد خوانسالار:

خواب دیدم که فرج آمده در دولت عشق

باز فرماندۀ قدس است سلیمانی ما

حسنیه جباری:

دیدم که چراغ چشم دل‌ها می‌رفت

یک شهر پی دیدۀ بینا می‌رفت

با اینکه کویر زادگاهت بوده ا‌ست

تابوت تو روی دوش دریا می‌رفت

کاش بارانی ببارد قلب‌ها را تر کند

کاش بارانی ببارد قلب‌ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه‌ها
رشته رشته مویرگ‌های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنۀ این باغ را
شاخه‌های خشک و بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه‌ها تا ناکجا را تر کند

چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده‌ها
شاید این باران - که می بارد - شما را تر کند

جلیل صفربیگی