گزارش توصیفی از صعود و طبیعت گردی در تنگل گورشکی راور جمعه 11 آذر ماه 1401

به نام خدایی که بهترین‌ها را برای آسایش ما آفریده است

سلام دوستان و همراهان عزیز

روزها به سرعت برق و باد می‌گذرند. به طوری که بدون نشستن بر لب جوی هم، گذر زمان به شدت قابل احساس است. این را امثال بنده بهتر متوجه می‌شویم. چون هنوز از نوشتن گزارش و ارسال عکس و فیلم‌های یک برنامه فارغ نشده‌ایم، باید برای برنامۀ بعدی برنامه‌ریزی کنیم.

این هفته رو اختصاص دادیم به غرب راور. "تنگل گورشکی" (tangal e gew reshki) قصدمان یک کوهنوردی سبک همراه با طبیعت گردی و دیدن جاذبه‌های طبیعی این منطقه بود. جاذبه‌هایی که هر کدام به تنهایی کافی است تا ساعت‌ها تو را به فکر فرو ببرد و در این میان بتوانی قدرت و عظمت خداوند بزرگ و ناتوانی بشر را کاملا و با تمام وجودت حس کنی.

مجبورم گزارش این هفته را در دو قسمت تقدیم شما دوستان کنم. چون حیفم میاد از بعضی موارد صرف نظر کنم و از طرفی نوشتن همۀ آن‌ها در یک پست هم باعث طولانی شدن مطلب و خستگی شما خوانندگان محترم می‌شود. بنابراین قسمت اول گزارش رو اختصاص می‌دم به صعود و کوهنوردی چون مشتاقان بیشتری دارد. آماده شدن مقدمات و معرفی مسیر راور تا کاروانسرای "تک در" (tek e dar) که با وسیلۀ نقلیه پیمودیم رو در قسمت دوم گزارش برای شما خواهم نوشت.

قسمت اول گزارش توصیفی را اینجا بخوانید

علاقه مندان بفیه گزارش را در قسمت ادامه نوشته بخوانند

ادامه نوشته

عکس نوشته سلام و صبح بخیر زیبا برای مخاطب خاص

بی گمان یکی از لذت بخش ترین بخش های زندگی
درست آن لحظه ای است که آغوشت را برای همسر مهربانت باز می کنی
و با بوسه ای روی پیشانی او صبحی دوباره را در کنار هم از سر می گیرید.

عمیق‌ترین درد زندگی مردن نیست . . .

عمیق‌ترین درد زندگی مردن نیست . . .

بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برات تکرار کنه . . .

و تو از او رسم محبت بیاموزی . . .

مطالب طنز آمیز و فکاهیات

یه روز چرچیل داشت از یه کوچۀ باریک که فقط امکان عبور یه نفر رو داشت رد می‌شد . . .

از رو به رو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده‌اش می‌رسه . . .

بعد از این‌که کمی تو چشم هم نگاه می‌کنن . . .

رقیب چرچیل می‌گه: من هیچ‌وقت خودم رو کج نمی‌کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه . . .

چرچیل درحالی که خودش رو کج می‌کرد می‌گه: . . .

ولی من این کار رو می‌کنم . . .

اگه مثل اشک تو چشمام بودی . . .

اگه مثل اشک تو چشمام بودی . . .

برای نگه داشتنت تا آخر عمر گریه نمی‌کردم . . .

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد؟ قسم به شب نمي‌دانم


تو مثل شمعداني‌ها پر از رازي و زيبايي
و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم


تو دريايی‌تريني آبي و آرام و بي پايان
و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم


تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف
و من در آرزوي قطره‌هاي پاك بارانم


نمي‌دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته؟
به فريادم برس اي عشق، من امشب پريشانم


تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم


تو مثل مرز احساسي، قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم


تو مثل مرهمي بر بال بي جان كبوتر
و من هم يك كبوتر تشنۀ باران درمانم


بمان امشب كنار لحظه‌هاي بي‌قرار من
ببين با تو چه رويايي است رنگ شوق چشمانم

شبي يك شاخه نيلوفر به دست آبيت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم


تو فكر خواب گل‌هايي كه يك شب باد ويران كرد
و من خواب ترا مي‌بينم و لبخند پنهانم


تو مثل لحظه‌اي هستي كه باران تازه مي‌گيرد
و من مرغي كه از عشقت فقط بي تاب و حيرانم

تو مي‌آيي و من گل مي‌دهم در سايۀ چشمت
و بعد از تو منم با غصه‌هاي قلب سوزانم


تو مثل چشمۀ اشكي كه از يك ابر مي‌بارد
و من تنهاترين نيلوفر رو به گلستانم


شب است و نغمۀ مهتاب و مرغان سفر كرده
و شايد يك مه كم رنگ از شعري كه مي‌خوانم


تمام آرزوهايم زماني سبز مي‌گردد
كه تو يك شب بگويي دوستم داري تو مي‌دانم


غروب آخر شعرم پر از آرامش درياست
و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم


به جان هر چه عاشق توي اين دنياي پر غوغاست
قدم بگذار روي كوچه‌هاي قلب ويرانم


بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد
دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم

مریم حیدر زاده

خیانت چیست؟؟؟

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی . . .

خیانت می‌تواند دروغ دوست داشتن باشد!!!

مطالب طنز و فکاهیات

افسر پلیس راهنمایی دید که یک خودرو چراغ قرمزها رو رد می‌کنه . . .

و اصلاً عین خیالش هم نیست که داره خلاف می‌کنه . . .

بالاخره با هر ترفندی بود، خودرو رو متوقف کرد و از راننده پرسید:

چرا پشت چراغ قرمز توقف نمی‌کنی؟؟؟

راننده با حالتی حق به جانب در حالی که کاغذی رو که در دست داشت نشون می‌داد گفت: . . .

جناب سروان! تقصیر من نیست ببینید روی این کاغذ نوشته شده: . . .

چراغ اول رو رد می‌کنی، چراغ دوم رو هم رد می‌کنی و بعد از چراغ سوم می‌پیچی دست راست!!!

بادمون باشه . . .

یادمون باشه که هیچ‌کس رو امیدوار نکنیم بعد یک مرتبه رهاش کنیم چون . . .

خرد می‌شه، می‌شکنه و آهسته می‌میره . . .

یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم . . .

تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره . . .

یادمون باشه قولی رو که به کسی می‌دیم عمل کنیم . . .

یادمون باشه هیچ‌وقت کسی رو بیش‌تر از چند روز چشم به راه نگذاریم چون . . .

امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . . .

یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمی‌خوام ببینمت چون . . .

با این حرف زندگی رو ازش می‌گیریم . . .

عکس نوشته صلام صبح بخیر زیبا برای مخاطب خاص

طلوع صبحی دیگر با چشمان زیبای تو طنین انداز گردیده است.
همسر مهربان و عزیز جان من
صبح زیبایت بخیر باد عشقم.

دلنوشته برای همسرم که بهترین یاورم در زندگی بوده

تو را من دوست می‌دارم

به قدر آسمان‌ها و

زمین و ماه تابانش

به قدر یک نسیم خوش

که بنوازد تنی خسته

تو یک رنگی

تو هم‌رنگی

تو همچون آب بی رنگی

و بی رنگی بسی خوش‌تر

ز یاران دو صد رنگ است

تو را دیدم پسندیم

از این دیدار خرسندم

نشستی همچو لیلی در

میان قلب و چشم من

و در ذهنم خرامیدی

چو کبک کوهساران و

به آوای خوشت مستم

کنون در قلب من هستی

و با احساس می‌گویم

تو را من دوست می‌دارم

تو را من دوست می‌دارم

این از طراوشات ذهن معیوب خودم هست برای کسی که واقعا دوستش دارم. مهربان ترین همسر دنیا.

لطفا نظرات خود را برایم کامنت کنید

يك انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده!

يك انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده!

هست؟؟؟

دیدی؟؟؟

من که ندیدم.

درخواست راهنمایی از دوستان عزیز بازدید کننده

به نام خداوند بزرگ

سلام دوستان

لطفا نظرات خود را در مورد گزارش‌های توصیفی از مناطق مختلف راور و سایر مطالب وبلاگ، در قالب کامنت‌ها برایم ارسال فرمایید.

نوع نوشتار، حجم مطالب، زبان نوشتار و . . . همه را در بوتۀ نقد بگذارید. چون من برای شما می‌نویسم. باید باب میل و طبع شما خوانندگان و بازدید کنندگان محترم باشد. اگر انتقادی به نحوۀ نوشتار نکنید به همین روال ادامه پیدا خواهد کرد.

در خصوص پست کردن مطالب، آن چه در نظر خودم است این است که چهار پست همیشه در ابتدای وبلاگ ثابت باشد و با نوشتن گزارش پنجم، گزارش اول را از پست ثابت بودن حذف نمایم.

نظر شما دوستان چیست؟

منتظر انتقادهای سازندۀ شما برای بهبود کیفیت مطالب وبلاگ هستم.

با احترام

ستاره سهیل

مطالب طنز و فکاهیات

معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت کمک نمی‌گیری؟؟؟

دانش‌آموز: آخه اون از دست شما خیلی دل‌خوره!!!

معلم: چرا از دست من دل‌خوره؟؟؟

دانش‌آموز: چون شما هفتۀ قبل به انشای اون نمرۀ بدی دادین!!!

دروغ در لباس حقیقت

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم؟

حقیقت ساده لوح هم پذیرفت و گول خورد.

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند،

وقتی به ساحل رسیدند، حقیقت لباس‌هایش را در آورد.

دروغ حیله‌گر لباس‌های او را پوشید و فرار کرد و رفت.

از آن روز، همیشه حقیقت عریان و زشت است،

اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می‌شود.

به همه لبخند بزن . . .

به همه لبخند بزن . . .

اما با یک نفر بخند . . .

همه را دوست داشته باش . . .

اما به یک نفر عشق بورز . . .

تو قلب همه باش . . .

اما قلبت فقط مال یک نفر باشه . . .

عکس نوشته سلام و صبح بخیر زیبا و عاشقانه

صبح شروعی دوباره است
که اگر این شروع با آغوش همسرت آغاز شود؛
خود نوید بخش یک روز سرشار از خیر و برکت است.
همسر عزیزم صبح زیبایت بخیر.

حرفهایی از جنس بلور

نو آوری . . .

نتيجۀ خواست و تلاش ماست . . .

نه رخدادهای ناگهانی . . .

متنی زیبا برای مخاطب خاص

دستانم تشنۀ دستان توست . . .

شانه‌هایت تکیه‌گاه خستگی‌هایم . . .

با تو می‌مانم بی آن که دغدغه‌های فردا را داشته باشم . . .

زیرا می‌دانم که فردا . . .

بیش‌تر از امروز دوستت خواهم داشت . . .

مطالب طنز و فکاهیات

چند دقیقه بعد از مراسم خواستگاری . . .

مادر داماد: ببخشید! می‌شه واسه پسرم زیر سیگاری بیارین؟؟؟

خوانوادۀ عروس: مگه داماد سیگار می‌کشه؟؟؟

نه! آخه می‌دونید، بعد از مشروب یه نخ سیگار می‌چسبه . . .

چی؟ مشروب؟؟؟

آره! آخه پسرم توی قمار باخته! ناراحته . . .

چی؟؟!! قمار؟؟؟!!!

آره! ولی این بچه این کاره نبود، بلد نبود. توی زندان یاد گرفت . . .

چی؟؟!! مگه ایشون زندان هم رفته؟؟؟

آره! آخه معتاد بود . . .

چی؟؟؟!!! معتاد؟؟!!!

آره! خدا لعنتش کنه. زن قبلیش لوش داده بود . . .