نظر یک خواننده محترم در مورد اخلاقیات مردم ژاپن

سلام بر دوستان و همراهان گرامی

در تاریخ 1398.2.10 یک پست در وبلاگ قرار دادم با عنوان "مفهوم گناه از نظر مردم ژاپن". در اون پست در مورد اخلاقیات مثبت مردم ژاپن مطالبی رو نمی‌دونم از کجا گیر آورده و نوشته بودم.

خواننده عزیزی با نام (یا زهرا) اون مطالب رو خوندن و دیروز از سر خیر خواهی و آگاهی دادن به بقیه دوستان، مطالب خاصی رو در ارتباط با مردم و فرهنگ ژاپن و شرق آسیا عنوان کردند.

این مطالب برای من هم جدید و هم جذاب بود. بد ندیدم برای اطلاع از شما آن‌ها را به اشتراک بگذارم.

همون جور که از صحت و سقم همۀ مطالب پست قبلی اطلاع دقیقی ندارم از مطالب ارسالی این دوستمون هم اطلاع دقیق و جامعی ندارم.

مطالب این خوانندۀ گرامی رو با کم‌ترین ویرایش و اصلاحات در این پست قرار می‌دم و چون نظر این بازدید کنندۀ محترم برام خیلی مهم بود فعلا از گذاشتن پست دیگه هم صرف نظر می‌کنم.

دوستان گرامی و خوانندگان عزیز می‌تونن در مورد این پست و پست قبلی اعلام نظر کنن.

پست قبلی "مفهوم گناه از نظر مردم ژاپن" را هم ببینید.

1- دین بخش اعظم مردم ژاپن بودیسم و کنفسیوس و شینتو است. که [به آن] دین نمیشه گفت و بیشتر [این‌ها] معلمین اخلاقند. درسته بودایی همون معلم اخلاقی [است] که با تضاد اخلاقی و اقتصادی مقابله کرد.

دین دالای لاماهایی که جملات قصارشون همه جا پر شده. و مسلمون‌های میانمار رو تو سیخ گردون کباب می‌کنن. دینی سخیف با اعمالی سخیف‌تر [است].

2- ژاپن همان کشوری است که در جشن بلوغشان دختر و پسر عریان، تجاوز دسته جمعی راه می‌اندازند.

3- ژاپن از بزرگ‌ترین سازندگان فیلم‌های پورنو [است] که [حتی] یکی از آن‌ها [هم] در ژاپن نمایش داده نمی‌شود [اما] بالاترین درآمد صادراتش را تشکیل می‌دهد. چون آن‌ها برخلاف ما مسلمانان (و حدیث امام صادق [علیه‌السلام]) هر چه را برای خود نمی‌پسندند برای دیگران می‌پسندند.

4- کشور زنده زنده خوردن جنین و حیوانات بی گناه و زجردادن آن‌ها.

5- اسلام [با] تمامی پاکی و تقدسش چه راحت توسط انسان‌های احمق و بی‌سوادی که چشم خود را در مقابل ادیان سخیف بسته‌اند به مقایسه گرفته می‌شود.

6- اگر این ادیان با همۀ پستیشان آن‌قدر آدم ساز هستن[د]، پس خاک بر سر مولف که با وجود اسلام مقدس، آن‌چنان رفتار ناپسندی دارد که از آن‌ها الگو می‌گیرد

7- دوستانی که آن‌قدر ژاپن را مدینۀ فاضله می‌دانند، حماقت است که برای زندگی هنوز اینجا مانده‌اند.

8. خب هم‌چین مملکت گل و بلبلی چرا سخنگوی پلیس این آمار رو اعلام می‌کنه [یا نمی‌کنه؟]؟ چرا نمایندۀ مردم و دولت این کارو نمی‌کنه؟ چون تک تک خیابون‌های اونا با دوربین کنترل می‌شه و هر کی کم‌ترین خطا[یی] [ب]کنه از حقوق اجتماعیش محروم می‌شه . . .

اشعار کوتاه تسلیت شهادت فاطمه الزهرا سلام الله علیها

بانو نمی ‏یابیمت، اما کنار تو گریه مرسوم است . . .

مگر می ‏توان پهلوی تو بود اما شکسته نبود؟؟؟!!!

نام خود را خصم، داغ ننگ زد

دید بار شیشه داری، سنگ زد

کمی از غسل زیر پیرهن ماند

کمی از خون خشکِ بر بدن ماند

کفن را در بغل بگرفت و بو کرد

همان طفلی که آخر بی کفن ماند

نگاه سرد مردم بود و آتش

صدا بین صدا گم بود و آتش

به جای تسلیت با دستۀ گل

هجوم قوم هیزم بود و آتش

در مدینه ماتمی چون ماتم زهرا (سلام ‏الله علیها) نبود

چون به گلزار نبی جز یک گل زیبا نبود

در تمام زندگی داغی برای مرتضی

سخت چون داغ عزیزش حضرت زهرا (سلام ‏الله علیها) نبود

عمری است رهین منت زهراییم

مشهور شده به عزت زهراییم

مُردیم اگر به قبر ما بنویسید

ما پیر غلام حضرت زهراییم

چه حالی داده دل را دست، مادر

که می‏ شستی ز دنیا دست، مادر

از آن سیلی مگر چشمت نمی‏ دید

که می ‏جستی مرا با دست، مادر

آهسته می‏ شوید یگانه همسرش را

با آب زمزم آیه‏ های کوثرش را

آهسته می‏ شوید غریب شهر یثرب

پشت و پناه و تکیه گاه و یاورش را

بی تو با شمع، علی تا به سحر می ‏سوزد

شمع می ‏میرد و او بار دگر می ‏سوزد

یک نفر مثل درختان سپیدار بلند

در خیالش همه شب بین دو در می‏ سوزد

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و دهه فاطمیه

صدف چشم من از داغ تو گوهر بار است
چه کنم؟ کار علی بی تو به عالم، زار است!

اشتیاق تو مرا می‏کِشد از خانه برون
ور نه از خانه برون آمدنم، دشوار است!

موقع آمد و شد، فاطمه جان! می‏بینم
دیدۀ زینب تو مات در و دیوار است!

به گواهی شب و، زمزمۀ مرغ سحر
اهل یثرب همه خوابند و، علی بیدار است!

روز در خانه، پرستار حسین و حسنم
کمکم کن که نگهداریشان دشوار است!

یاد آن روز که با زینب تو می‏گفتم:
دخترم! گریه مکن! مادرتان بیمار است!

چاه داند که به من، عمر چه سان می‏گذرد
قصه، کوتاه کنم ور نه سخن بسیار است!

بشنو از شاعر ژولیده، تو راز دل من
صدف چشم من از داغ تو، گوهر بار است


ژولیده نیشابوری

دیشب حسن (علیه‌‌السلام) اشک برادر پاک می‏کرد
حیدر از این ماتم گریبان چاک می‏
کرد

دیشب حسین (علیه‏السلام) نازنین با چشم گریان
ازخوردن آب و غذا امساک می‏کرد

اسطورۀ صبر و سکوت و پای مردی
جسم نحیف همسرش را خاک می
‏کرد

مهر کبودی بر رخ ماهش نمایان
این شِکوِه را با خالق افلاک می‏
کرد

اشک ملایک ریخت از بام مدینه
خاک بقیع و کوچه را نمناک می‏
کرد

بانگ عزا در عرش می‏پیچید، گویا
این داغ را هر ذره‏ای ادراک می‏
کرد

دستان هستی بخش فخر عالم خاک
یا رب! مگر خلق جهان را خاک می‏
کرد؟

تا علی ماهَش به سوی قبر بُرد
ماه، رخ از شرم، پشت ابر بُرد

آرزوها را علی در خاک کرد
خاک هم گویی گریبان چاک کرد

زد صدا: ای خاک! جانانم بگیر
تن نمانده هیچ از او، جانم بگیر

ناگهان بر یاری دست خدا
دستی آمد، همچو دست مصطفی

گوهرش را از صدف، دریا گرفت
احمد از داماد خود، زهرا گرفت

گفتش ای تاج سر خیل رُسُل
وی بَر تو خُرد، یک سر جزء و کل

از من این آزرده جانت را بگیر
بازگرداندم، امانت را بگیر

بار دیگر، هدیۀ داور بگیر
کوثرت از ساقی کوثر بگیر

می‏کِشد خجلت علی از محضرت
یاس دادی، می‏دهد نیلوفرت

از سخنان بزرگان دین اسلام

خردمند به کار خویش تکیه می‌کند و نادان به آرزوی خویش.

منسوب به حضرت امام علی علیه‌السلام

كسي قدم در حرم بي مدد نخواهد زد

كسي قدم در حرم بي مدد نخواهد زد

بدون واسطه دم از احد نخواهد زد

گداي كوي رضا شو كه آن امام رئوف

به سينۀ احدي دست رد نخواهد زد

دعا و نیایش

يا نورُ يا بُرهان، يا مُبينُ يا مُنير، يا رَبِّ اِكفِنىَ الشُّرور، وَ آفاتِ الدُّهور، وَ اَسئَلُكَ النَّجاةَ يَومَ يُنفَخُ فِى الصُّور.ِ

اى نور و اى دليل روشن، و اى آشكار كنندۀ نور بخش، پروردگارا كفايتم كن از شرور، و آفات روزگار، و از تو خواهم رهايى را در روزى كه دميده شود در صور.

ارزش علم و عالم از دیدگاه معصومین علیهم السلام

حضرت علی علیه السلام

اَلشَّرَفُ بِالفَضلِ وَ الاَدبِ لا بِالاَصلِ وَ النَّسَبِ

بزرگواری به دانش و ادب است نه به اصل و نسب خانوادگی.

کشکول طبسی، جلد اول، صفحه 4

ارزش علم و عالم از دیدگاه ائمه معصومین علیهم السلام

قالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَم:

مَن سَلَكَ طَرِيقاً يَطلُبُ فيهِ عِلماً سَلَكَ اللّهُ بِهِ طَرِيقاً إِلَى اَلجَنَّةِ وَ إِنَّ المَلائِكَةَ لَتَضَعُ أَجنِحَتَها لِطالِبِ العِلمِ رِضًی بِهِ وَ إِنَّهُ يَستَغفِرُ لِطالِبِ العِلمِ مَن فِي السَّماءِ وَ مَن فِي الأَرضِ حَتَّى الحُوتِ فِي البَحرِ وَ فَضلُ العالِمِ عَلَى العابِدِ كَفَضلِ القَمَرِ عَلى سائِرِ النُّجُومِ لَيلَةَ البَدرِ وَ إِنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأَنبِياءِ إِنَّ الأَنبِيَاءَ لَم يُوَرِّثُوا ديناراً وَ لا دِرهَماً وَ لكِن وَرَّثُوا العِلمَ فَمَن أَخَذَ مِنهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وافِرٍ .

رسول خدا (صلّى الله عليه و آله و سلم) فرمودند:

كسى كه در راهى رود كه در آن دانشى جويد، خدا او را به راهى سوى بهشت برد، همانا، فرشتگان با خرسندى بالهاى خويش را به راه دانشجو فرو نهند و اهل زمين و آسمان تا برسد به ماهيان دريا براى دانشجو آمرزش طلبند و برترى عالم بر عابد مانند برترى ماه شب چهارده است بر ستارگان ديگر، و علماء وارث پيامبرانند زيرا پيغمبران پول، طلا و نقره به جاى نگذارند، بلكه دانش به جاى گذارند، هر كه از دانش ايشان برگيرد بهره فراوانى گرفته است.

منبع:

https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/103961

ارزش علم و عالم از دیدگاه ائمه معصومین علیهم السلام

پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله و سلام فرمودند:

مَن اَنفَقَ عَلى طالِبِ العِلمِ فَکَاَنَّما اَنفَقَ بِمِثلِ جَبَلِ اُحُد:

کسی که کمک به جویندۀ علم کند مانند آن کسی است که به اندازۀ کوه احد در راه خدا انفاق کرده باشد.

کشکول طبسی، جلد دوم، صفحه 3

ارزش علم و عالم از دیدگاه ائمه معصومین علیهم السلام

پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله و سلام فرمودند:

لاخَیرَ فِی العَیشِ اِلاّ لِرَجُلَین: عالِمٍ مُطاعٍ اَو مُستَمِعٍ واعٍ؛

زندگی برای دو نفر خوب است: یکی عالم مطاع و دوم شنونده‌ی نگهدارنده.

بحارالانوار، ج 74، ص 168 ؛ خصال صدوق، ج 1، ص 41، باب الاثنین.

به دیگر سخن:

فایده ای در زندگی نیست مگر برای دو دسته:

اول: عالم و دانشمندی که مردم فرمانبردار او باشند.

دوم: مستمع و دانشجویی که گوش شنوا و گیرندۀ قوی داشته باشد.

کشکول طبسی، جلد اول، صفحه 3

تا رهبر ما سید علی هست ، غمی نیست

گیریم که جنگ جملی هست ، غمی نیست

یک فتنه‌ي بین‌المللی هست ، غمی نیست

ما تجربه کردیم که در لحظه‌ي فتنه

تا رهبر ما سید علی هست ، غمی نیست

-----------------

سلامتي وجود نارنين سيد علي، مقتداي همه‌ي مسلمانان جهان صلوات

اللهم صل علي محمد و ال محمد

ارزش علم و عالم از دیدگاه ائمه معصومین علیهم السلام

منسوب به پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم:

مَوتُ العالِمِ مُصيبَةٌ لا تُجبَرُ و ثُلمَةٌ لا تُسَدُّ، و هُوَ نَجمٌ طـمِسَ، و مَوتُ قَبيلَةٍ أيسَرُ مِن مَوتِ عالِمٍ.

مرگ عالم مصيبتى جبران ناپذير و رخنه‌اى بسته ناشدنى است. او ستاره‌اى است كه غروب مى‌كند. مرگ يك قبيله آسان‌تر از مرگ يك عالم است.

بر طرف شدن سه شبهۀ سلطان محمود با یک خواب

نوشته‌اند سلطان محمود سبکتکین (محمود غزنوی) در سه مسئله متفکر و مردد بود.

اول آن که آیا فرزند سبکتکین است یا نه؟

دوم آن که آیا به غیر از این نشئه، نشئۀ دیگری یعنی قیامتی هم هست یا خیر؟

سوم آن که آیا خبر معروف "اَلعُلَماءُ وَرَثَهُ الاَنبیاء" صحیح است یا نه؟

از قضا شبی از شب‌ها با لباس مبدل از کوچه‌ای می‌گذشت. شخص طالب علمی را دید که از کثرت فقر و فاقه و نداشتن چراغی که در پرتو روشنایی آن مطالعه نماید، درب دکانی ایستاده، کتابی در دست گرفته و با نور چراغ مغازه به زحمت مطالعه می‌کند و هر گاه مشتری برای آن دکان می‌رسد، قدری دور می‌شود که مانع و مزاحم کاسب و سبب ناراحتی او و مشتری نشود. بالاخره سلطان را دل بر آن عالِم سوخت و وجهی مکفی به او عطا فرمود.

از آن‌جا گذشت و همان شب در عالم رویا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را مشاهده نمود که به او فرمودند:

"یابن سبکتکین عزرک الله فی الدارین کما عزرت ورثتی"

یعنی ای پسر سبکتکین خداوند در دو جهان گرامیت دارد چنان که ورثۀ مرا گرامی داشتی.

پس هر سه شبهۀ او از آن کلام معجزه آسا بر طرف گردید.

کشکول طبسی، جلد اول، صفحه 4

پانویس:

محمود سبکتگین: ابوالقاسم محمود بن ندیم، ملقب به سیف‌الدوله، فهیم الدوله، سلطان ماضی، پرویز الملة، غازی و مشهور به سلطان محمود غزنوی مقتدرترین سلطان سلسلۀ تُرک‌تبار غزنویان بود.

سلطان محمود که اولین فرمانروای مستقل و بزرگ‌ترین فرد خاندان غزنوی بود، به جنگاوری و بی‌باکی و کثرت فتوحات و شکوه دربار در تاریخ اسلام، مخصوصاً جنگ‌های او در هند و غنایمی که از آن‌جا آورده مشهور است.

وی نخستین فرمانروا در قلمرو خلافت اسلامی بود که به خود عنوان "سلطان" داد تا استقلال خود را از دستگاه خلافت نشان دهد. هر چند خلیفه فقط لقب امیر را برای او پذیرفته بود.

وی شهر غزنی را به مرکز حکومت خود که شامل کشورهای کنونی افغانستان، شمال غرب هند، قسمتی از پاکستان و شرق ایران می‌شد، تبدیل کرد.

سلطان محمود فتوحات خود را به غرب و شمال ایران گسترش داد و در سال ۱۰۲۹ به ری لشکر کشید، حاکم آن یعنی مجدالدوله رستم دیلمی را خلع کرد و حملات خود را به شمال‌غربی ایران ادامه داد، بنابراین او قدرتمندترین و گسترده‌ترین امپراتوری شناخته شده در جهان اسلام از زمان خلافت عباسی را تشکیل داده است.

نشئه: کنایه از عالم دیگر، قیامت (این نشئه: دنیا، آن نشئه: قیامت)

فاقه: فقز و نیازمندی

ارزش علم و عالم از دیدگاه پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم

رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:

فَضلُ العالِمِ عَلَی العابِدِ کِفَضلی عَلی اَدناکُم . . .

برتری عالم بر عابد همچون برتری من بر کمترین شماست . . .

کنزل العمال

ارزش علم و عالم از دیدگاه ائمه اطهار علیهم صوات الله اجمعین

رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم:

أَقرَبُ النّاسِ مِن دَرَجَةِ النُّبُوَّةِ أَهلُ الجِهادِ وَ أَهلُ العِلمِ

پیامبر اکرم صلى اللّه عليه و آله و سلم می فرمایند:

نزدیک ترین اشخاص به درجه و مقام پیغمبری اهل جهاد و اهل علم هستند.

ارزش علم و عالم از دیدگاه قرآن کریم

. . .وَ عَلَّمَكَ مَا لَم تَكُن تَعلَمُ ۚ وَ كانَ فَضلُ اللّهِ عَلَيكَ عَظيماً

. . . و آن چه را که نمی‌دانستی به تو بیاموخت، و خدا را با تو لطف عظیم و عنایت بی‌اندازه است.

قرآن کریم، جزء 5، سوره مبارکه نساء، بخشی از آیه شریفه 113

با آن همه فضلی که خداوند به پیغمبرش عطا فرموده به هیچ چیز منت نگذاشت بر او مگر به علم

کشکول طبسی، جلد دوم، صفحه 2

ارزش علم و عالم از منظر قرآن کریم

. . . وَ قُل رَبِّ زِدني عِلماً

و دائم بگو: پروردگارا بر علم من بیفزا.

قرآن کریم، جزء 16، سوره مبارکه طه، بخشی از آیه شریفه 114

اگر بهتر از علم چیزی بود، حق تعالی پیغمبرش را به طلب آن امر می فرمود.

کشکول طبسی، جلد اول، صفحه 2

از کلام بزرگان دین اسلام

پیامبر اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم):

زمانی بر مردم بیاید که شکمهایشان خدایان آن‌ها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دینشان شود و کالا‌های دنیوی را مایۀ شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند. از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان‌های مسجدهایشان آباد باشد، ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود.

ارزش علم و عالم از دیدگاه قرآن کریم

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاا إِلَٰهَ إِلّا هُوَ وَالمَلائِكَةُ وَاولوا العِلمِ قائِماً بِالقِسطِ . . .

خدا به یکتایی خود گواهی دهد که جز ذات اقدس او که نگهبان عدل و درستی است خدایی نیست، و فرشتگان و دانشمندان نیز به یکتایی او گواهی دهند . . .

قرآن کریم، جزء 3، سوره مبارکه آل عمران، بخشی از آیه شریفه 18

(خداوند متعال) در این آیه ی کریمه اهل علم را به واسطه ی داشتن این صفت (علم) در شهادت، قرین خود و ملائکه قرار داده است.

کشکول طبسی، جلد دوم، صفحه 2

ارزش علم و عالم از دیدگاه قرآن کریم

. . . يَرفَعِ اللَهُ الَّذينَ آمَنوا مِنكُم وَ الَّذينَ اوتوا العِلمَ دَرَجاتٍ . . .

. . . خدا [رتبه] كسانى از شما را كه گرويده و كسانى را كه دانشمندند [بر حسب] درجات بلند گرداند . . .

قرآن کریم، جزء 28، سوره مبارکه مجادله، قسمتی از آیه شریفه 11

مستفاد از این آیه ی کریمه این است که خداوند عالم به سبب ایمان و علم درجه ی صاحبان آن ها را بلند می فرماید. پس ایمان و علم که موجب بلندی درجه است به حکم ضرورت از چیزهای دیگری که موجب بلندی درجه نیست شریف تر است.

کشکول طبسی، جلد اول، صفحه 2