توضیح مختصری پیرامون نحوه پیدا کردن مطالب جدید این وبلاگ

سلام دوستان و همراهان عزیز

خیلی خوشحالم که دوستانی هم‌چون شما دارم.

اگر چه هم‌دیگر را ندیده‌ایم و شاید هیچ‌وقت هم نبینیم، اما معرفت شما در خواندن مطالب و کامنت‌های زیباتون نشون از یه دنیای مجازی می‌ده که بر خلاف تمام گفته‌ها و شنیده‌ها همیشه بد نیست و گاهی خیلی جذاب و دوست داشتنیه.

ممنونم از همه تون و دست گلتون رو می‌بوسم که با سرانگشتان هنرمندتان کلیدهای مختلف صفحه کلید رو فشرده و مطالب بسیار ارزشمندی رو برام می‌نویسید.

اما بعضی دوستان گلایه کرده‌اند که پست‌های جدید رو نمی‌بینند و پیدا کردن و خوندن اونا براشون یه خورده مشکل شده.

خدمت همۀ شما عزیزان عرض کنم تو این وبلاگ از حدود ده سال پیش یعنی دقیقا از مرداد ماه سال 1392دو پست ثابت وجود داشته که همواره بالاتر از همۀ مطالب وبلاگ نمایش داده می‌شدند. یکی رزومۀ کوهنوردی اینجانب و دیگری یه پست خوش‌آمد گویی. چون در این دو پست از تصاویر استفاده کردم بلاگفا در حال حاضر اجازۀ ویرایش اون‌ها رو نمی‌ده و مجبورم یا کلا پاکشون کنم یا به همین حالت نگهشون دارم.

از طرفی از روزی که بنا را بر نوشتن گزارشات توصیفی مناطق مختلف گذاشتم. هموراه 4 گزارش یا چهار پست رو طوری تنظیم می‌کنم که در ابتدای مطالب قرار گیرند ریرا خواندن و یافتن آنها برای مخاطب راحت‌تر است.

بنابراین مطالب دیگر که شامل مطالب طنز، اشعار، جملات کوتاه و هر چیز دیگری بعد از این پست‌ها قرار می‌گیرند و شما باید برای دیدن و مطالعۀ مطالب جدید شش پست رو رد کنید.

امیدوارم تونسته باشم توضیح کاملی در ارتباط با این موضوع داده باشم.

از این که با این کارم باعث شدم شما عزیزان سر در گم بشین بسیار شرمنده و عذرخواهم.

اگر دوستان پیشنهادی در این زمینه دارند با دیدۀ منت پذیرا هستم تا در بهبود کیفیت و ساده‌تر شدن دسترسی خوانندگان موثر واقع شود.

ارادتمند همۀ دوستان گلم

ستاره سهیل

چهارسنبه 28 دیماه 1401

رزومه کوهنوردی بنده را نیز مطالعه کنید

 

 

رزومه کوهنوردی اینجانب را در اینجا مطالعه کنید

 

 

 

بخشی از رزومه کوهنوردی علی پورتقی آبادی مسئول گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور

بخشی از مهم ترین فعالیت ها و صعودهای انجام گرفته در سالیان گذشته توسط اینجانب (علی پورتقی آبادی) به صورت انفرادی یا در قالب گروه های مختلف کوهنوردی از سراسر ایران.

آه اي كوه بلند

ای سراپا همه پند

ز تو اين تجربه آموخته‌ام

كه نلرزد دلم از غرش ارابه‌ی سنگين زمان

و هراسي ندهم راه به دل از توفان

كاه بودن ننگ است

كوه مي‌بايد بود

1. قله دماوند. شهر آمل، استان مازندران، ارتفاع: 5671 متر. دو بار (در قالب گروه کوهنوردی سالار کَسنَویه یزد. (مرداد 89 و تیر 98) (اولین راوری که به دماوند صعود داشته و اولین راوری که دو بار دماوند را صعود کرده است)

2. قله هزار. شهر راین، استان کرمان، ارتفاع: 4501 متر. (چهار بار از مسیر آبشار به صورت روزانه در قالب صعودهای بسیج و گروه کوهنوردی شاردو + یک بار شبانه در قالب گروه کوهنوردی شاردو، خواندن نماز صبح در قله ی کوه + چندین بار از مسر روستای اردیکان، در قالب گروه کوهنوردی شاردو و همایش کوه هزار بردسیر)

3. قله دنا. شهر سی سخت، استان کهگیلویه و بویر احمد، ارتفاع: 4450 متر. در قالب گروه کوهنوردی عِظمَت شهرستان صفاشهر فارس (اولین راوری صعود کننده به دنا)

4. قله لاله زار. شهر لاله زار، استان کرمان، ارتفاع 4397 متر. در قالب گروه کوهنوردی شاردو و همایش کوه لاله زار شهرستان بردسیر

5. قله شاه. شهر بافت، استان کرمان، ارتفاع 4349 متر. (سه بار. یک بار در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور + بار دیگر در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور و همایش کوه شاه + یک بار در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور و شرکت در سیزدهمین جشنواره گل محمدی از مسیر دره آوش به همراه گروه های شرکت کننده از کرمان و استان های همجوار)

6. قله لشکرک. شهر کلاردشت، استان مازندران، ارتفاع 4256 متر. در قالب گروه کوهنوردی کلکچال تهران. (اولین و تنها صعود کننده به قله لشکرک از شهرستان راور)

7. قله سه شاخ بزرگ. شهر جوپار، استان کرمان، ارتفاع 4135 متر. (یک بار صعود روزانه + یک بار صعود شبانه تا جان پناه دو) در قالب گروه کوهنوردی شهرستان راور

8. قله شیرکوه. شهر تفت، استان یزد، ارتفاع: 4075 متر. (یک بار روزانه به صورت انفرادی به همراه گروهی از استان فارس + یک بار شبانه تا جانپناه در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور) اولین راوری صعود کننده به قله شیرکوه یزد

9. قله تفتان. شهر خاش، استان سیستان و بلوچستان، ارتفاع: 4050 متر. در قالب صعود سراسری فرهنگیان به قله تفتان.

10. قله برفخانه طِزِرجان. شهر تفت، استان یزد، ارتفاع 4035 متر. (دو بار شبانه تا جانپناه) یک بار به صورت کاملا انفرادی و یک بار در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور (اولین بار تیرماه 89) (اولین راوری صعود کننده به قله برفخانه طزرجان یزد)

11. قله نشانه. شهر ساردوئیه جیرفت، استان کرمان، ارتفاع 3901 متر. (خرداد 92) در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور در همایش کوهنوردی بسیجیان استان کرمان

12. قله کرکس. شهرستان نظنز، استان اصفهان، ارتفاع: 3895 متر، تاریخ: 98.03.18 در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور.

13. قله جفتان دو. شهر سیرچ، استان کرمان، ارتفاع 3850 متر. (سه بار) یک بار به همراهی آقایان باغینی پور، امانی و دو نفر دیگر جهت مسیر یابی و یک بار در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور + در قالب گروه کوهنوردی شاردو به صورت شبانه شب عید غدیر

14. قله سیمک. کوهپایه، استان کرمان، ارتفاع 3775 متر. در قالب همایش فرهنگیان استان کرمان، انتخابی جهت صعود به قله تفتان

15. قله چهل تن. شهر بردسیر، استان کرمان، ارتفاع 3765 متر. در قالب همایش بسیجیان استان کرمان

16. قله کوه گاو. شهر راور، استان کرمان، ارتفاع 3550 متر. (چندین بار روزانه + دو صعود شبانه در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور، خواندن نماز صبح در قله ی کوه)

17. قله گردو. شهر زرند، استان کرمان، ارتفاع 3209 متر. در قالب گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور همراه با همایش کوهنوردان شمال استان کرمان

18. قله شاردو. شهر راور، استان کرمان، ارتفاع 3200 متر. (چندین بار به صورت روزانه) در قالب گروه کوهنوردی شاردو و به صورت انفرادی یا راهنمای صعود

19. قله هزار مسجد. شهر چناران، استان خراسان رضوی، ارتفاع 3140 متر. (صعود از شهر چناران و فرود از شهر کلات در قالب گروه کوهنوردی چلیشاه شهرستان چتاران) (اولین و تنها راوری صعود کننده به قله هزار مسجد) (خرداد ماه 1390)

20. پیمایش خط الرس کوه مارکشه شهر راور، استان کرمان، به طول تقریبی 50 کیلومتر در کمتر از 4 روز. بلندترین نقطه ی این کوه حدود 2200 متر ارتفاع دارد. (فروردین 97) در قالب گروه کوهنوردی شاردو و به عنوان اولین و تنها پیمایش این خط الراس تا کنون.

21. بازدید و صعود به قله های آتشفشانی گندم بریان. شهر راور، استان کرمان. به همراه دو نفر از اعضای گروه کوهنوردی شاردو شهرستان راور و سه نفر دیگر شامل راهنما، تعمیرکار موتور سیکلت و همکار ایشان. (بهمن 97) (اولین و تنها گروه راوری که صرفا به قصد شناسایی و تعیین مسیر و صعود به قله های آتشفشانی گندم بریان اقدام به اجرای این برنامه کردند.)

22. قله شاهان استان اصفهان

23. قله برف انبار استان قم

24. قله دومیر استان مرکزی

25. قله بل استان فارس

26. قله شاهوار استان سمنان

27. قله گاو کشان استان گلستان

28. قله سیالان استان قزوین از مسیر تنکابن

29. قله نرگس استان قزوین از مسر شمال و استان مازندران

30. قله یخچال و کوبری استان همدان صعود از شهر همدان و فرود از سمت سرکان

31. قله پراو استان کرمانشاه

32. قله پلوار استان کرمان

صعودهای شبانه و در هوای سرد و مسیر برفی و در زیر نور مهتاب به قله های هزار، شیرکوه، برفخانه طزرجان، سه شاخ بزرگ و کوه گاو واقعا به یاد ماندنی و خاطره انگیز بود.

نسبت به موارد فوق هر فرد یا گروهی که اعتراض یا انتقادی داشته داشته باشد، با ارائه ی دلیل و مدرک کاملا پذیرفته است.

پست ثابت

نایت اسکین




http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

&


http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com


خدا چون پی نهاده خاک خاور - - - - - - - - زلطفش پر صفا گردیده راور

 

تمام مردمانش اهل ذوقند - - - - - - همه پیر و جوان پر شور و شوقند

 

همه مردان غیرتمند و پر جوش - - - - - - زنان پر حیا پر کار و پر کوش

 

زبان و لهجه ی پر مغز و شیرین - - - - - - - - حکایت دارد از تاریخ دیرین

حميد كاربخش‌راوري



   

گزارش مختصر سفر یک روزه راهنمایان گردشگری استان کرمان به راور

به نام خالق زیبایی ها

سلام و درود

حال خوش من با تو پایان نداره

شادم که عشق تو درمان نداره

منظورم همین وبلاگمونه حدود بیست ساله با هم اومدیم جلو. دقیقا ,17. سال و 11 ماه و 16 روز از تولدش گذشت اینم داره پا به پای خودم پیر میشه.

گفتی برو پیر شوی ای پدر بیا

نفرین که در لباس دعا کرده ای ببین

دقیقاً دو سال و یک ماه و دو روز از آخرین پستی که نوشتم گذشته

دوواره امشو اومدیم سروختش.اما به چه دلیل؟

چون:

باز مرا حال خوشی دست داد

اما دلیل حال خوشمون چی بید؟

دیرو یکی ا دوستامون به اسم آقا رحمان ارثیا خبر داد که صبا یعنی روز پن شمبه قراره یه گروه ا تور لیدرا (ای ننو خدا مرگم بده فارسی ر پاس ندشتم خدا کنه آقا حداد خو باشن متوجه نشن والا حسابمون با کرام الکاتبینه) راهنماهای گردشگری استان میاین راور برن جاوا دیدنی تاریخی آ کارا قالی بافی راور ببینن. بدش گف اگر یه نفر باشه همراشون بره ای جاوا ر نشونشون بده اینا بدا میتونن شپ شپ گردشگر ا جاوا دگه بیارن تو راور. آ برا راور همچین خوبه همچون خوبه

گفتیم کی بتر ا خودتون؟ گف من کار دارم نمی رسم. خلاصه خیلی گفتگو کردیم آخرش خورد به گردن خودمون که همرا گروه بریم دور راور بگردیم

به قول حضرت حافظ: قرعه فال به نام من دیوانه زدند

نشسیم جاوایی که میاس بریم ردیف کردیم اسم و شماره تلفن اونایی که میاس بیاین دری وا بس کنن یا توضیحی بدن نوشت رو ی بلگه کاغذ زرد یه بر سفیدی داد دستمون کف من اینار خبر کردم ولی ا ای ور بد دیگه همه کاراش میا خودت بکنی

ماوم کاغذ کردیم تو کیسه شلوارمون آ اومدیم خونه

بد ا ظار آقا عبدالکریمی اومدن دنبالمون خود ماشینشون رفتیم جاوایی که صبا میاس بریم پیدا کردیم آ شرو کردیم یه ت یه تو زنگ زدن ا اونایی که صبا صاب میاس اوماده باشن

قرارمون ساعت هشت صاب ا شرکت فرش بید

هنو حدودا رب ساعت مونده بید به هش رفتیم شرکت فرش آقا افسری اومده بیدن قالیار پن کرده بیدن ماطل بیدن گروه ا کرمون بیاین.

یه خورده یی صبر کردیم خبری نشد زنگ زدیم ا آقا خراسانی سرپرست گروه گفتن تو راییم داریم میاییم

کاروانسرا او بید تو را خودشون رفته بیدن نگا کرده بیدن

آقا عبدالکریمی ر گذشتیم سر فلکه گاز که هر وخ ماشینشون اومد همراشون بیاین شرکت فرش

ساعت نا رسیدن

اومدن تو شرکت فرش قالیا را دیدن. نقش قالی. تونیدن قالی.

آقا افسریم درباره قالی به خورده یی صابت کردن. منم که ا حرف زدن کم نمیارم ساتی یه بار اومدم ت حرفشون آ یه چیزی گفتم ملوم نیس به درد هشکی خورد یا نه

بدش خود آقا افسری رفتیم خیرآباد کارخونه قالی بافی. چار ت قالی ده و سیزه (12 متری) ر کار بید خانما دشتن قالی می بافتن

ای جم یه خورد حرف زدیم یه ت ا خانما یه خورده نقش گف فیلمم اشش گرفتن

ا اوجو اومدیم گو گرد یاور همون خیرآباد. آقا ابوالفضل ایزدپناه در وا کرده بیدن

گو گرد جایی بیده خود یه چرخی که می بسن ا گو و ا دور می‌گشته او ا چا میکشیدن بالا

بدش رفتیم کارگا سرفه بافی خانم نخعی اونم تو خیرآباده خیابون امام حسین علیه السلام مابن کوچه شماره 16 یا 18 ا هر دو طرف را داره

خانم نخعی هم سرفه بافتن هم توضیح دادن هم به خورد چیزایی که بافته بیدن فروختن

ا اوجو ورا شدیم رفتیم کارگاه رنگرزی

آقا غفاری به خورده یی کارا ر اوماده کرده بیدن تو یه پاتیلی ریس نخودی رنگ کرده بیدن تو یه پاتیلی ریس رختن بیدمشکی رنگ کنن

توضیحم درباره کارشون دادن ولی خداییش به خورده یی تبلیغ و تریف بیش ا حد ا قالی راورم کردن.

بدش رفتیم برجا دو قلو یا برجا امیر

دوت برج آخر خیابون گلنار نزیک پل

آقا عباس زاده اوجه بیدن به خورده یی گفتن ولی تو برجا نمیشد بریم میراث فرهنگی داره تمیرشون می‌کنه

ایجو که بود شد اومدیم خیابون گلزار کارگاه صنایع دستی خانم احمدی و آقای قاسمی

رو به روش کارگاه روکار گیری قالی. رفتیم ببینیم چطری قالی ر پرداخت میدن

آقا علمداری برا همه توضیح دادن یه خورده یی کار کردن رو یه قالی ر گرفتن

بدش اومدیم خونه فخری خیابون امام رضا علیه السلام

هشکی نبید توضیح بده آقا گیلانی ا گردشگرا کرمونی که اطلاعاتشون کامل بید هر چی میاس بگن گفتن

دیگه وخ گذشته بید اومدیم رستوران ملی نزیکا پمپ بنزین و یخدون

غذار که خوردیم را افتیدیم ا طرف مشد. میخواسیم بریم کاروانسرا چاکورو و دربند

تا کاروانسرا دربند حدود 50کیلومتر آسفالت و یه دو کیلومتری خاکی را هس. جادش خوبه

جا برج دربند یا برج بالا واسیدیم در باره برج و دو ت قله بالا تل و دیوال دربند و سد کوه جانگیر خان حرف زدیم

کاروانسرا دربندم دیدیم و ورگشتیم

تو را ورگشتن پل تاریخی کال انحیر در واسیدیم دوستان رفتن عکس فیلم گرفتن تاریخ ساختن پل تو تیزه سخمش رو سنگ کنده یه سال 1348

ا اوجو اومدیم کاروانسرا چاکورو (چاه کوران) ای کاروانسرا تا راور حدودا 35. کلیومتر را آسفالت داره 700. 800 مترم جاده خاکی داره

ای دیگه آخرین جا بید

دوستامون با هماهنگی زودتر رفته بیدن چایی آتشی درس کرده بیدن خمیرم اورده بیدن کماچ خلی پختن

او خنک خود یخم اورده بیدن

پذیرایی کوچکویی ا گردشگرا کردیم آ را افتیدیم ا طرف راور

در آخر ا همه راهنمایان گردشگری عذرخواهی می کنیم بابت همه کم کسریا، بی نظمیا، پر حرفیا

ا همه شونم تشکر می کنیم بابت صبر و حوصله یی که به خرج دادن

ا دوستامونم که تدارک پذیرایی دیدن و همکاری کردن تشکر می‌کنیم

آقایون محمد پور و عبدالکریمی همکارا خوبمون

دایی غلامرضا عابدینی عزیز برا پخت کماچ

برادر خوبم محمد آقا و برادر زاده عزیزم اقا مجتبی پورتقی آبادی

با گویش مردم راور نوشتم با مزه تر شه

یه عذرخواهی از همه خوانندگان بابت اینکه با عجله نوشتم و احتمال وجود غلط املایی در متن زیاد است

کسانی که راوری نیستند یا راوری هستند و متوجه معانی متن نمی شوند در کامنت ها بنویسند تا اون قسمت از متن رو براشون به زبان معیار ترجمه کنم

یا علی مدد

خان اول شاهتامه (نبرد رخش با شیر) به همراه تحلیل روانشناسی آن

برون رفت پس پَهلِوِ1 نیمروز

ز پیش پدر گُرد2 گیتی فروز

دو روزه به یک روز بگذاشتی

شب تیره را روز پنداشتی

بدین سان همی رخش بُبرید راه

بتابنده روز و شبان سیاه

تنش چون خورش جُست و آمد به شور

یکی دشت پیش آمدش پر ز گور

یکی رخش را تیز بنمود ران

تَگِ3 گور شد از تَگِ او گران

کمند و پی رخش و رستم سوار

نیابد ازو دام و دد زینهار

کمند کیانی بینداخت شیر

به حلقه درآورد گور دلیر

.

.

.

برای خواندن بقیه اشعار و ترجمه و تحلیل لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

چه ملوسی، چه ملنگی، چه قشنگی، چه لوندی

تو که دارندۀ آن خرمن گیسوی بلندی
چه ملوسی، چه ملنگی، چه قشنگی، چه لوندی

دل دیوانه به رخسار تو صد بوسه فشاند
که هویداست از آن دیده، که دیوانه پسندی

به جوانی رسد آن پیر سپید آمده مژگان
اگرش چشم سیاه تو کند وسوسه چندی

تو چه مهری، تو چه ماهی، تو چه میری، تو چه شاهی
تو چه نازی، تو چه نوشی، تو چه شهدی، تو چه قندی

به تراش خوش آن شانه و آن گردن زیبا
چه غزالی تو که رامت نکند تاب کمندی

تن پاکیزه­تر از نرگس شاداب تو نازم
که بدان قامت پر غنچه، در آغوش پرندی

نه شگفت است گر از بوسۀ سوزان تو میرم
که بود بر در کندوی عسل، بیم گزندی

دل من پرتو لبخند بلورین تو خواهد
که ملول است ز گستاخی هر بیهده خندی

خنک آن لحظه که از بستر خوابت بربایم
تو به پشت من و، من پیش تو بر پشت سمندی

گل آغوش فریدون شو و جانش به لب آور
تو که از بوسه نوازشگر دل­های نژندی

فریدون توللی، مجموعه شعر شگرف، وسوسه

گفته بودي که چرا محو تماشاي مني؟

گفته بودي که چرا محو تماشاي مني؟

آن چنان مات که يک دم مژه برهم نزني!

مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني

فریدون مشیری

دل خوش به خنده های من خیره سر نباش

دل خوش به خنده های من خیره سر نباش

دیوانه ها به لطف خدا غالبا خوشند

حسین زحمتکش

تهمت نالایقی بر ما زدی باشد قبول

تهمت نالایقی بر ما زدی باشد قبول

در پی لایق برو ما هم تماشایش کنیم

فال حافظ زدنت از پی دل تنگی کیست؟

فال حافظ زدنت از پی دل تنگی کیست؟

من که هر لحظه به یاد تو و دل تنگ توام

آن قدر دير آمدي تا عاقبت پاييز شد

آن قدر دير آمدي تا عاقبت پاييز شد

کاسه ي صبرم از اين دير آمدن لبريز شد

تير ديوانه شد و مرداد هم از شهر رفت

از غمت شهريورِ بيچاره حلق آويز شد

مهر با بي مهري و نامهرباني مي رسد

مهرباني در نبودت اندک و ناچيز شد

بي تو يک پاييز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟

بي تو حتّي فکر باران هم خيال انگيز شد

کاش مي شد رفت و گم شد در دل پاييز سرد

بوي باران را تنفّس کرد و عطر آميز شد

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟

آن قدر دير آمدي تا عاقبت پاييز شد

فرهاد شريفي

تار زلفت را جدا مشاطه گر از شانه کرد

تار زلفت را جدا مشاطه گر از شانه کرد

دست آن مشاطه را باید جدا از شانه کرد

شاعر؟؟؟

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد از این باید فراموشش کنم

دیدمش و از یاد بردم گفته های خویش را

مهدی اخوان ثالث

حال من مثل کویری است که از لکه ی ابر

همچو کوهی که درونش نم دریا دارد
در دلم درد زیاد است ولی جا دارد

اشک دارد به تن هر مژه ام می لغزد
پلک بر هم بزنم، سیل تماشا دارد

سرخیِ چشم من از عادت بی خوابی نیست
خصلت وقت غروب است که صحرا دارد

حال من مثل کویری است که از لکه ی ابر
جرعه ای آب، و یا قطره تمنا دارد

زندگی دایره ای بود در ابعاد زمین
خوب چرخید که ما را به امان وا دارد

نکند گریه کنم تر بشود چشمانم
خیسی صورت یک مرد چه معنا دارد؟

شاعر؟؟؟