عکس نوشته سلام و صبح بخیر زیبا برای مخاطب خاص
.jpg)
تا بار دیگر در کنار هم روزی پر از خیر و برکت را آغاز کنیم.
مهربانا بخیر باد صبح زیبای در کنار هم بودن.
.jpg)
يه پيرمرد، يه پيرزن، یه پسر و يه دختر تو يه كوپه قطاربا هم بودن . . .
وقتی قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه . . .
يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد . . .
قطار از تونل خارج میشه و همه نشسته بودن سرجاهاشون . . .
پيرزنه با خودش ميگه: . . .
عجب دختر متين و با حياييه!!!
با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده . . .
تا يارو بوسيدش، گذاشت زير گوشش!!!
دختره با خودش ميگه: . . .
عجب پيرزن نجيبيه!!!
با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره . . .
بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه . . .
پيرمرده هم با خودش ميگه: . . .
عجب بدبختي گیر کردیم!!!
يكي ديگه حالش رو ميكنه اون وقت ما كشيده رو ميخوريم!!!
پسره اما با خودش ميگه: . . .
چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه و بعدش محكم بزنه تو گوش بغل دستیش!!
![]()
تیک تاک ساعت فریاد مرگ ثانیههاست . . .
اما دوستیها هرگز نمیمیرند . . .
تو شهرحیف نون کراوات مد شده بود . . .
بعد یه هفته 50 نفر تلفات داده بودند . . .
![]()
بانو نمی یابیمت، اما کنار تو گریه مرسوم است . . .
مگر می توان پهلوی تو بود اما شکسته نبود؟؟؟!!!
نام خود را خصم، داغ ننگ زد
دید بار شیشه داری، سنگ زد

کمی از غسل زیر پیرهن ماند
کمی از خون خشکِ بر بدن ماند
کفن را در بغل بگرفت و بو کرد
همان طفلی که آخر بی کفن ماند

نگاه سرد مردم بود و آتش
صدا بین صدا گم بود و آتش
به جای تسلیت با دستۀ گل
هجوم قوم هیزم بود و آتش

در مدینه ماتمی چون ماتم زهرا (سلام الله علیها) نبود
چون به گلزار نبی جز یک گل زیبا نبود
در تمام زندگی داغی برای مرتضی
سخت چون داغ عزیزش حضرت زهرا (سلام الله علیها) نبود

عمری است رهین منت زهراییم
مشهور شده به عزت زهراییم
مُردیم اگر به قبر ما بنویسید
ما پیر غلام حضرت زهراییم

چه حالی داده دل را دست، مادر
که می شستی ز دنیا دست، مادر
از آن سیلی مگر چشمت نمی دید
که می جستی مرا با دست، مادر

آهسته می شوید یگانه همسرش را
با آب زمزم آیه های کوثرش را
آهسته می شوید غریب شهر یثرب
پشت و پناه و تکیه گاه و یاورش را

بی تو با شمع، علی تا به سحر می سوزد
شمع می میرد و او بار دگر می سوزد
یک نفر مثل درختان سپیدار بلند
در خیالش همه شب بین دو در می سوزد
صدف چشم من از داغ تو گوهر بار است
چه کنم؟ کار علی بی تو به عالم، زار است!
اشتیاق تو مرا میکِشد از خانه برون
ور نه از خانه برون آمدنم، دشوار است!
موقع آمد و شد، فاطمه جان! میبینم
دیدۀ زینب تو مات در و دیوار است!
به گواهی شب و، زمزمۀ مرغ سحر
اهل یثرب همه خوابند و، علی بیدار است!
روز در خانه، پرستار حسین و حسنم
کمکم کن که نگهداریشان دشوار است!
یاد آن روز که با زینب تو میگفتم:
دخترم! گریه مکن! مادرتان بیمار است!
چاه داند که به من، عمر چه سان میگذرد
قصه، کوتاه کنم ور نه سخن بسیار است!
بشنو از شاعر ژولیده، تو راز دل من
صدف چشم من از داغ تو، گوهر بار است
ژولیده نیشابوری

دیشب حسن (علیهالسلام) اشک برادر پاک میکرد
حیدر از این ماتم گریبان چاک میکرد
دیشب حسین (علیهالسلام) نازنین با چشم گریان
ازخوردن آب و غذا امساک میکرد
اسطورۀ صبر و سکوت و پای مردی
جسم نحیف همسرش را خاک میکرد
مهر کبودی بر رخ ماهش نمایان
این شِکوِه را با خالق افلاک میکرد
اشک ملایک ریخت از بام مدینه
خاک بقیع و کوچه را نمناک میکرد
بانگ عزا در عرش میپیچید، گویا
این داغ را هر ذرهای ادراک میکرد
دستان هستی بخش فخر عالم خاک
یا رب! مگر خلق جهان را خاک میکرد؟

تا علی ماهَش به سوی قبر بُرد
ماه، رخ از شرم، پشت ابر بُرد
آرزوها را علی در خاک کرد
خاک هم گویی گریبان چاک کرد
زد صدا: ای خاک! جانانم بگیر
تن نمانده هیچ از او، جانم بگیر
ناگهان بر یاری دست خدا
دستی آمد، همچو دست مصطفی
گوهرش را از صدف، دریا گرفت
احمد از داماد خود، زهرا گرفت
گفتش ای تاج سر خیل رُسُل
وی بَر تو خُرد، یک سر جزء و کل
از من این آزرده جانت را بگیر
بازگرداندم، امانت را بگیر
بار دیگر، هدیۀ داور بگیر
کوثرت از ساقی کوثر بگیر
میکِشد خجلت علی از محضرت
یاس دادی، میدهد نیلوفرت
یاد همۀ جان باختگان زلزلۀ بم گرامی باد

يک عمر بچهها سر و صدا کردند و دیوارها ساکت بودند . . .
یک لحظه دیوارها غریدند و بچهها برای همیشه ساکت شدند!!!



در کودکی شد قسمت من خانهداری
هم خانهداری میکنم هم سوگواری
گریم برای نور دو عینت
هر شب دهم آب دست حسینت
دیشب دعا کردی اجل جانت بگیرد
امشب دعا کن دخترت زینب بمیرد
دیشب تو بودی اندر کنارم
امشب به دیوار سر میگذارم
دیشب نشستی گیسویم را شانه کردی
امشب در آغوش لَحَد کاشانه کردی
دیشب گرفتی اشکم ز دیده
امشب ز داغت قدم خمیده
دادی به دست زینبت با آه و زاری
پیراهن خونین خود را یادگاری
آن پیرهن را هرگز نشویم
تا عطر مادر از آن ببویم
مادر چرا رنگ از رخ ماهت پریده
مادر چرا خون از گریبانت چکیده
گاه دعا و راز و نیاز است
سجاده بگشا وقت نماز است
.jpg)
ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت
زهرایی و خورشید، غبار قدمت
کی گفته که تو حرم نداری بانو؟
ای وسعت دلهای شکسته، حَرَمت.
(شهادت حضرت زهرا تسلیت باد)

چیزی که یک زن دارد و قلب مرد را تسخیر میکند . . .
مهربانی و اخلاق نیکوی اوست . . .
نه چهرۀ زیبایش . . .
راه گم کرده و با روی چو ماه آمدهای
مگر ای شاهد گمراه به راه آمدهای؟
باری این موی سپیدم نگر ای چشم سیاه
گر به پرسیدن این بخت سیاه آمدهای
کشتۀ چاه غمت را نفسی هست هنوز
حذر ای آینه در معرض آه آمدهای
از در کاخ ستم تا به سر کوی وفا
خاک پای تو شوم کاین همه راه آمدهای
چه کنی با من و با کلبۀ درویشی من؟
تو که مهمان سراپردۀ شاه آمدهای
میتپد دل به برم با همۀ شیر دلی
که چو آهوی حرم شیر نگاه آمدهای
آسمان را ز سر افتاده کلاه خورشید
به سلام تو که خورشید کلاه آمدهای
شهریارا حرم عشق مبارک بادت
که در این سایۀ دولت به پناه آمدهای
استاد شهریار
این شعر را بلاگر عزیز صاحب وبلاگ مخاطب قلبم دوستت دارم برایم ارسال کرده اند.
از ایشان و سایر خوانندگان تشکر می کنم
به نام خدا و با سلام به همه
این هفته به دلیل پارهای مشکلات خرد و کلان هیچ برنامهای را اجرا نکردیم. به همین دلیل سعی کردم قسمتی از گزارش ناتمام هفتههای قبل را ویرایش، اصلاح و تقدیم شما خوبان کنم.
بفرمایید این شما و این هم قسمت اول گزارش طبیعتگردی و صعود به "تنگل گورشکی".
خوانندگان و دوستانی که گزارشهای توصیفی رو دنبال میکنند، حتماً یادشون مونده که ما روز جمعه 11 آذر 1401 (حدود سه هفته قبل) رو اختصاص داده بودیم به غرب راور و "تنگل گورشکی" (tangal e gew reshki). گزارش نویسی رو دو قسمت کرده بودم و بر خلاف عادت همۀ آدما و به دلایلی که فقط خاص خودم بود، اول قسمت دوم اون رو منتشر کردم. اما خوشبختانه از بس شما دوستان به من علاقه و اعتماد دارید و این قدر خوب هستید که از احدی صدا در نیومد که چرا قسمت اول گزارش رو میخوای بعدا بنویسی؟ البته توضیحات کاملی هم که داده بودم فکر کنم بسیار قانع کننده بود.
قسمت دوم گزارش را اینجا بخوانید
بگذریم . . .
لطفا علاقه مندان بقیه گزارش را در ادامه نوشته بخوانند
با پایان یافتن مسابقات جام جهانی فوتبال که هر چهار سال یک بار و اونم در یک کشور و یک قاره و اخیرا در چند کشور و شاید در آیندهای نزدیک در چند قاره برگزار میشه، برترینهای این رشتۀ ورزشی در همۀ زمینهها از تیم قهرمان و آقای گل مسابقات بگیر تا بقیه موارد از سوی کارشناسان معرفی میشن.
یکی از مواردی که در هر دوره، بدون دخالت کارشناسان و فقط با سلیقۀ هم وطنان خودمون انتخاب میشه، تیم منتخب قزوین است.
این دوره هم تعدادی از برو بچههای با ذوق دور هم جمع شدن و تیم منتخب قزوین به اضافۀ مربی و داوران رو از بین بهترینهای جام جهانی قطر 2022 انتخاب کردن.
لطفا برای دیدن اسامی این تیم ابر قهرمان به ادامۀ نوشته بروید
.jpg)
متينترين كلمه "عشق" . . .
جذابترين كلمه "آشنايي" . . .
پاكترين كلمه "وجدان" . . .
تلخترين كلمه "جدايي" . . .
زشتترين كلمه "خيانت" . . .
سختترين كلمه "تنهايي" . . .
و بدترين كلمه "بي وفايی" است . . .
همیشه و در همه حال این جمله یادت بمونه: . . .
زندگی گل سرخی است که گلبرگهایش خیالی و خارهایش واقعی هستند . . .
خردمند به کار خویش تکیه میکند و نادان به آرزوی خویش.
منسوب به حضرت امام علی علیهالسلام
ای دوست . . .
به اندازۀ صداقت پینوکیو . . .
رفاقت تام و جری . . .
و هوش . ذکاوت پت و مت دوسنت دارم . . .
![]()
وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم . . .
اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا دو روزه . . .

پزشك اخمو شربت تلخ تجويز ميكند . . .

پروانه براي آن كه نسوزد، شمع را فوت كرد . . .

تاريكي؛ چشم ديدن خودش را ندارد . . .

زمين ميخواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد . . .