تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردم
تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردم
آن همه خاطره را طعمۀ حسرت کردم
آمدم پشت سرت با غزلی تازه ولی
تو نبودی و من احساس خیانت کردم
با دل سادۀ خوش باورم این بار فقط
از تو و نفرت این فاصله صحبت کردم
بعد تو حوصله همراه دلم رفت به باد
با خودم با در و با پنجره خلوت کردم
تو که رفتی گذر ثانیهها کشت مرا
به غم و غربت هر ثانیه لعنت کردم
آمدم پشت سرت شعر بخوانم بروم
هر کجا میشد و هر قدر که فرصت کردم
هی غزل گفتم و هی گفتم و آزار شدم
به همین بغض به دل ماندهام عادت کردم
قول دادم که نگویم غزل این دفعه ولی
باز گفتم غزل و . . . نیّت قربت کردم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 5:49 توسط ستاره سهيل
|
سهیل بعد از شعرای یمانی پرنورترین ستاره آسمان است. وضعیت ستاره سهیل طوری است که پس از طلوع، تا ارتفاع کمی از افق بالا آمده، دوباره سر خم می کند و در افق پنهان می شود (غروب می کند). که اگر افق کاملا" باز باشد می توان آن را در مدت کوتاهی مشاهده کرد. دیدن ستاره سهیل کار ساده ای نیست، و مدت زمانی که این ستاره قابل مشاهده است بسیار کوتاه است.