فلک زد بر بساطم پشت پایی

که هر خاشاک من افتاد جایی

فلک را عادت دیرینه این است

که با آزادگان دایم به کین است

به جان می پرورد بی حاصلی را

کزو دل بشکند صاحب دلی را

نه امروزش چنین رفتار بوده است

فلک تا بوده اینش کار بوده است