کلبه ای با نغمه ی گیتار می خواهد دلم
بوی عطر دشت گندم زار می خواهد دلم

روی دل تنگی، اگر باران ببارد در شبی
با همان احساس گویم تار می خواهد دلم

روی کلبه هم چنان باران بریزد بهتر است
آن زمان بهتر بگویم یار می خواهد دلم

بعدِ آن با فال حافظ، غرق آواز جنون
شور و شوق لحظه ی دیدار می خواهد دلم

لحظه ی دیدار چون سخت است باور کردنش
پشت این خوش باوری سیگار می خواهد دلم

وای اگر تنها شبی، گیرم تو را در کلبه ای
در کنارت تا سحر، بیدار می خواهد دلم

نازنینم! استواری تا به کی پای سکوت
از لبت یک جمله ی تب دار می خواهد دلم