دلم خون شد ز تنهاییف قشنگ من نمی آیی؟

به سوی این دل تنها، و تنگ من نمی آیی؟

 

به هر نیت که می خواهی، به دیدارم بیا جانا!

که من محتاج دیدارم، به جنگ من نمی آیی؟

 

نه تنها من که حتی مه، به راهت منتظر مانده

به قصد دلبری کردن، پلنگ من نمی آیی؟

 

تو سبز نو بهارانی، پر از عشق و پر از شوری

ولی من زرد پاییزم، به رنگ من نمی آیی

 

برایت دانه می پاشم، که صید من شوی اما

تو جلد دیگری هستی، به چنگ من نمی آیی

 

حسین فروتن