در دلم جایی برای هیچ کس غیر تو نیست

گاه یک دنیا فقط با یک نفر پر می شود

 

 

آن طبیبی که مرا دید در گوشم گفت

درد تو دوری یار است به آن عادت کن

 

 

می روم شاید کمی حال دلم بهتر شود

می گذارم با خیالت روزگارم سر شود

 

 

دیگران را اگر از ما خبری نیست چه باک؟

نازنینا تو چرا بی خبر از ما شده ای؟