اشعار ناب و عاشقانه
منم آن کس که می سازد کنار تو جهانش را
در آغوش تو می بیند بهشت جاودانش را
تو آن هستی که می بخشد ، دمادم مِهر بر عالم
همانند درختی بر ، اهالی سایه بانش را
مرا این گونه می خوانند "همان دیوانه ی عاشق
که چشمان سیه پوشی از او بِستانده جانش را"
بنازم بر وفای گل که حتی بعد پژمردن
زِ عطرش می توان فهمید نشان باغبانش را
تو دریای دل خود را به من بسپار و فارغ باش
که غم هرگز نیفرازد به دریا بادبانش را
اگر چه شاعرت هستم ، به توصیفت شوم عاجز
من از دریای تو بردم فقط یک استکانش را

ای عشق ، همه بهانه از توست
من خامشم ، این ترانه از توست
آن بانگ بلند صبحگاهی
و این زمزمه ی شبانه ، از توست
من اَندُهِ خویش را ندانم
این گریه ی بی بهانه از توست
ای آتش جان پاکبازان
در خرمن من زبانه از توست
افسون شده ای تو را زبان نیست
ور هست همه فسانه از توست
کِشتی مرا چه بیم دریا؟
طوفان ز تو و کرانه از توست
گر باده دهی و گر نه غم نیست
مست از تو ، شراب خانه از توست
می را چه اثر ، به پیش چشمت؟
کاین مستی شادمانه از توست
پیش تو چه توسنی کند عقل؟
رام است که تازیانه از توست
من می گذرم خموش و گمنام
آوازه ی جاودانه از توست
چون سایه مرا ز خاک برگیر
کاینجا ، سر و آستانه از توست
هوشنگ ابتهاج
سهیل بعد از شعرای یمانی پرنورترین ستاره آسمان است. وضعیت ستاره سهیل طوری است که پس از طلوع، تا ارتفاع کمی از افق بالا آمده، دوباره سر خم می کند و در افق پنهان می شود (غروب می کند). که اگر افق کاملا" باز باشد می توان آن را در مدت کوتاهی مشاهده کرد. دیدن ستاره سهیل کار ساده ای نیست، و مدت زمانی که این ستاره قابل مشاهده است بسیار کوتاه است.