جوكستان اسپريچو راوري
غم انگیزترین ماجرا همین قصهي جدایى آدم از رختخوابه. به خصوص اگه مجبور باشى در یک صبح سرد و بىروح پاییزى خونه رو ترک کنى. اشک آدمو در میاره لامصب.
* * * * * * * * * *
امروز یه نقشهي گنج کشیدم دادم دست داداش کوچکم که ۵ سالشه. اونم از صبح کل خونه رو سه بار گشته ولی چیزی پیدا نکرده.
بیچاره الان از خستگی بیهوش شده.
عجب حالي ميده کرم ریختن. ربطي هم به سن و سالی نداره.
* * * * * * * * * *
هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بچهها بنداز پایین!
* * * * * * * * * *
یارو ده دقیقه پیش زنگ زده خونه به جای این که من بگم شما ، اون میگه شما؟
منم گفتم: ببخشید اشتباه برداشتم و گوشي رو گذاشتم!
به نظرتون كار ديگهاي از دستم ساخته بود؟
* * * * * * * * * *
امروز تو خیابون یکی گول ظاهرمو خورد. حواستون باشه من الان دیگه گول ظاهر ندارم. گفته باشم.
* * * * * * * * * *
امروز به مامانم گفتم: ناهار چی داریم؟
گفت: مروری بر رویدادهای هفته.
داداشم از اونور گفت نه بهتره بگيم: گزارش هفتگي.
خودمم واسه اين كه كم نيارم ادامه دادم: نه! هر دو تون اشتباه كردين. خوب بود ميگفتين آشپزخونه در هفتهاي كه گذشت.
* * * * * * * * * *
این همه درس خوندیم بالاخره نفهمیدیم رابطهی تالس با کی بود؟ اصلا قضیهاش چی بوده؟ بالاخره آخرش چی شد!؟
نه! جون من! شما فهميدين؟
* * * * * * * * * *
زنبوره اومده نزدیک داداشم که ۱۰ سالشه.
داداشم برگشته میگه: تو رو خدا منو نیش نزن. من محصولات شما رو خیلی دوست دارم.
اينو كه شنيدم يهويي بدجوري دلم تنگوليد واسه دوران كودكي.
* * * * * * * * * *
بعضی آدما خیلی بیشعورن. درست به بیشعوری این جمله:
خیلی حوصلم سر رفته بود. دیگه مجبور شدم به تو زنگ بزنم!
* * * * * * * * * *
این روزا ديگه غصهها یکی یکی نمیان. از اين آژانس ونا (ون) میگیرن همگی با هم میان!
* * * * * * * * * *
تا حالا دقت کردین هر چی کنترل تلویزیون از دسترس دورتر باشه ، برنامهی درحال پخش عذاب آور تره؟!!!
سهیل بعد از شعرای یمانی پرنورترین ستاره آسمان است. وضعیت ستاره سهیل طوری است که پس از طلوع، تا ارتفاع کمی از افق بالا آمده، دوباره سر خم می کند و در افق پنهان می شود (غروب می کند). که اگر افق کاملا" باز باشد می توان آن را در مدت کوتاهی مشاهده کرد. دیدن ستاره سهیل کار ساده ای نیست، و مدت زمانی که این ستاره قابل مشاهده است بسیار کوتاه است.