خسته‌ام از اين كوير ، اين كوير كور و پير

اين هبوط بي دليل ، اين سقوط ناگزير

‌آسمان بي هدف ، بادهاي بي طرف

ابرهاي سر به راه ، بيدهاي سر به زير

اي هماره در نظر ، اي هنوز بي نظير

آيه آيه‌ات صريح ، سوره سوره‌ات فصيح

مثل خطي از هبوط ، مثل سطري از كوير 

مثل شعر ناگهان ، مثل گريه بي امان

مثل لحظه‌‌هاي وحي ، اجتناب ناپذير

اي مسافر غريب ، در ديار خويشتن

با تو آشنا شدم ، با تو در همين مسير

از كوير سوت و كور ، تا مرا صدا زدي‌

ديدمت ولي چه دور ، ديدمت ولي چه دير

اين تويي در آن طرف ، پشت ميله‌ها رها

اين منم در اين طرف ، پشت ميله‌ها اسير

دست خسته‌ي مرا ، مثل كودكي بگير

 با خودت مرا ببر خسته‌ام از اين كوير

 زنده ياد: قيصر امين پور