تکیه گاه2

خدايا! من دلم قرصه ، کسي غير از تو با من نيست

خيالت از زمين راحت ، كه حتي روز روشن نيست


كسي اينجا نمي‌بينه ، كه دنيا زير چشماته

يه عمره يادمون رفته ، زمين ، دار مكافاته


فراموشم شده گاهي ، كه اين پايين چه‌ها كردم

كه روزي بايد از اينجا ، بازم پيش تو برگردم


خدايا! وقت برگشتن ، يه كم با من مدارا كن

شنيدم گرمه آغوشت ، اگه مي‌شه منم جا كن