ساده‌ي ساده‌ام ولي ، هیشکی منو دوست نداره

 هیشکی نمی‌خواد دستشو ، تو دست من بذاره

 

عاشقم اما هیچ کسي ، منو از دل نمی‌خواد

انگاری توي این شهر ، همه منو بردن از یاد

 

مشکن دلي را که اميدش به دست توست

خواهد گذشت بر او ، وليکن شکست توست

 

مهر جمالت مرا ، مهر وفا می‌نهد

درد فراقت مرا ، درد جفا می‌دهد

 

ای دوست مرا پاک خجالت دادی

از بس که به مهر خویش عادت دادی

شرم آيدم از آن همه ایثار و کرم

دل بردی و عشق بی نهایت دادی