هر كجا سازي شنيدي

از دلي رازي شنيدي

شعر و آوازي شنيدي

چون شدي گرم شنيدن

وقت آه از دل كشيدن

ياد من كن ، ياد من كن

* * * * * * * * * *

گر به كنج خلوتي دور از همه خلق جهان بزمي به پا شد

و اندر آن خلوت سرا پيمانه‌ها پر از مي عشق و صفا شد

تا كه شد آهسته شمعي ، كنج آن كاشانه روشن

تا رسد ياري به ياري ، تا فتد دستي به گردن

ياد من كن ، ياد من كن