امشب درون قاب دلم ماه مي‌كشم

نقش تو را به شيوه‌ي دل خواه مي‌كشم

در يك طرف پياله‌ي خالي ، گداي عشق

در يك طرف شبيه تو يك شاه مي‌كشم

حتي نگاه كردن عكست غنيمت است

گاهي نگاه مي‌كنم و گاه مي‌كشم

طوفان به پا نموده نگاهت درون قاب

خود را ز ترس گرد تو از راه مي‌كشم

تصوير ماه در وسط چاه، ديدني است

تصوير ماه را به دل چاه مي‌كشم

در عمق سايه روشن تو غرق مي‌شوم

حالا دوباره از ته دل آه مي‌كشم

دارد تمام مي‌شود و خلق مي‌شوي

امشب درون قاب دلم ماه مي‌كشم