اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه‌ای که بزرگ‌ترها کوچک شوند، کوچک‌ترها هرگز بزرگ نمی‌شوند.

اونایی که دلشون از یکی دیگه گرفته ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن می‌گن: به خاطره غروب پاییزه.

اونایی که چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه، چشمشون مثل فانوس دریایی نمی‌چرخه.

اونایی که درد دل همه رو گوش می‌دن، اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل می‌کنن.

اونایی که تو اوج سختی‌ها و مشکلات به جای اینکه ترکمون کنن درکمون ‌کردن.

اونايی که دوست دارم رو درک می‌کنن و اونو به حساب کمبودهامون نمی‌ذارن.

اونایی که اگه صد لایه هم ایزوگامشون کنن، بازم معرفت ازشون چکه می‌کنه.

اونایی که دوسشون داریم و نمی‌فهمن، آخرشم مارو دق می‌دن.

اونایی که ما رو همین جوری که هستیم دوس دارن.

اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه.

اونی که بی‌کسه، ولی ناکس نیست.

اون پسری که خواست آدم بشه، ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت.

اون دختری که حاضر مي‌شه زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه.

اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچه‌اش کوچه و خیابون رو جارو می‌زنه تا یه لقمه نون حلال در بیاره.

اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده و همه‌ی موهاش ریخته به باباش می‌گه: بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟

باباش می‌گه: قربونت برم تو از همه‌ي اونا خوش تیپ‌تری.

اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میافته، بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب می‌گه: اگه آخرشم باشی انگشت کوچکه‌ي عشقم نیستی.

پسر بچه‌های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می‌کردن، که شبیه باباهاشون بشن. نه مثل جوونای امروز كه ابروهاشونو نازک می‌کنن تا شبیه ماماناشون بشن.

مادر که وقتی غذا سر سفره کم میاد، اولین کسی که از اون غذا دوست نداره خودشه.

مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد.

همه‌ي اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه.

همه‌ي اونایی که مثل گل آفتاب‌گردان هستند.

همه‌ي کلاس اولی‌ها که تازه امسال یاد می‌گیرن سلامتی درسته نه صلامتی.

کسی که هنوز دوسش داری ولی اون دیگه مال تو نیست.

کسی که تو تاکسی دید بغل دستیش پول نداره به راننده گفت: پول خرد ندارم مال همه رو حساب کن.

کسی که وقتی بردم گفت: تو رفیق مني. و وقتی باختم گفت: من رفیقتم.

کسی که بهش زنگ میزی. خوابه. ولی واسه این که دلت رو نشکنه می‌گه:خوب شد زنگ زدی، باید بیدار می‌شدم.

کسی که تو خیالمونه ولی بی‌خیالمونه.

رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره.

دوست خوبی که مثل خط سفید وسط جاده تکه تکه می‌شه ولی بازم پا به پات میاد.

دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین، چون یه دنیا آرزو رو با خودم به گور می‌برم.

مهره‌های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریفه به احترامش بازی نمی‌کنن.

مداد پاک‌کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچک می‌کنه.

گل آفتاب‌گردان كه وقتي بهش گفتند: چرا شب‌ها سرت را پایین می‌اندازی؟

گفت :ستاره‌ها چشمک می‌زنند، نمی‌خواهم به خورشید خیانت کنم.

سیم خاردار که پشت و رو نداره.

دریا که همه با لبش خاطره دارن.

حلقه‌های زنجیر که زیر برف و بارون می‌مونن، زنگ می‌زنن، ولی هم دیگه رو ول نمی‌کنن.

بیل، که هرچه بيشتر تو خاک فرو مي‌ره، برّاق‌تر می‌شه.

باغچه‌ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده.

با ارزش‌ترین پول دنیا "تومن"، چون هم تو توش هستی، هم من.

اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست.