باز باران با صداي گريههاي كودكانه!!!

باز باران با ترانه
ميخورد بر بام خانه
يادم آرد كربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش يك روز غمگين
گرم و خونين
لرزش طفلان نالان
زير تيغ و نيزهها را
باز باران با صداي گريههاي كودكانه
از فراز گونههاي زرد و عطشان
با گهرهاي فراوان
ميچكد از چشم طفلان پريشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پيچ و خمي در حسرت لبهاي ساقي
چشم در چشمان هم آرام و سنگين
ميچكد آهسته از چشمان سقا
بر لب اين رود پيچان
باز باران
باز باران با ترانه
آيد از چشمان مردي خسته جان
هيهات بر لب
از عطش در تاب و در تب
نرم نرمك ميچكد اين قطرهها روي لب
شش ماهه طفلي
رو به پايان
مرد محزون
دست پر خون ميفشاند
از گلوي نازك شش ماهه
بر لبهاي خشك آسمان با چشم گريان
باز باران
باز هم اينجا عطش
آتش شراره جسمها
افتاده بي سر پاره پاره
ميچكد از گوشها باران خون و كودكان بي گوشواره
شعله در دامان و در پا ميخلد خار مغيلان
و اندرين تفتيده دشت و سينهها برپاست طوفان
دستها آمادهي شلاق و سيلي
چهرهها از بارش شلاقها گرديده نیلی
اندر اين صحراي سوزان
ميدود طفلي سه ساله
پر زناله
پاي خسته
دلشكسته
روبه رو بر نيزهها خورشيد تابان
ميچكد از نوك سرخ نيزهها
بر خاك سوزان
باز باران باز باران
قطره قطره ميچكد از چوب محمل
خاكهاي چادر زينب به آرامي شود گل
ميرود اين كاروان منزل به منزل
ميشود از هر طرف اين كاروان همسنگ باران
آري آري
باز سنگ و باز باران
آري آري
تا نگيرد شعلهها در دل زبانه
تا نگيرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبيند كودكي لب تشنه اينجا اشك ساقي
بر فراز خيمه و برگونهها
بر مشك ساقي
كاش ميباريد باران.
علياصغر كوهكن
سهیل بعد از شعرای یمانی پرنورترین ستاره آسمان است. وضعیت ستاره سهیل طوری است که پس از طلوع، تا ارتفاع کمی از افق بالا آمده، دوباره سر خم می کند و در افق پنهان می شود (غروب می کند). که اگر افق کاملا" باز باشد می توان آن را در مدت کوتاهی مشاهده کرد. دیدن ستاره سهیل کار ساده ای نیست، و مدت زمانی که این ستاره قابل مشاهده است بسیار کوتاه است.