عمر من غارت شد و غارت‌گر من دور شد

من صبوری کردم و غارت‌گرم مغرور شد

لنگر عشق زدم بردل طوفانی تو

تكیه گاهم شده است ساحل بارانی تو



آهای ناز نمك‌دار

منم عاشق تب‌دار 

ببین دل تو دلم نیست

واسه لحظه‌ي دیدار


گر فراموشت كنم بر من حرام است زندگى

من تو را باجان خریدم كی فراموشت كنم


وقتی نوشتم عاشق‌ترینم

گفتی نمی‌خوام تو رو ببینم

برات نوشتم که بی‌قرارم

باخنده گفتی دوستت ندارم