وقتي شوهر كمياب مي‌شه آدم نمي‌دونه چيكار كنه

مجبور مي‌شه به هر كسي كه ازش خواستگاري كرد جواب مثبت بده!!!

حتي اگه اون آدم يه مرده شور هفتاد ساله باشه!!!

اگه باور ندارين اين متن رو تا آخر بخونين


  رفته بودم دیدن اهل قبور

عاشقم شد پیرمرد مرده شور!

پای او شل بود و دندانی نداشت

چشم‌هایش هم کج و هم نیمه کور

روی هر قبری نشستم دیدمش

کم‌کمک آمد جلو آن لندهور

گفت هفتاد و دو ساله روز و شب

می‌کنم از توی قبرستان عبور

بوده‌ام اما مجرد تا به حال

شاید از روی غرض یا از غرور

دیدمت؛ من را پسندیدی توهم

پس در و تخته شود امروز جور

سکه چون ارزش ندارد توی قبر

مهریت یک لا کفن، یک دانه گور!

هفت تا میت بشویم رایگان

از فک و فامیلتان، نزدیک و دور

شیربهایت می شود با نرخ روز

سدر و کافور و کفن، حد وفور

چون تفاهم هم مهم است این وسط

گاه‌گاهی مرده‌ای را هم بشور!

روزها هم راحتی از پخت و پز

جمعه شب‌ها می‌رسد کلی نذور!

در بهش(ت) زهرا برایت قبر خوب

نصف قیمت می‌کنم من جفت و جور!

گر جوابت مثبت است افتاده‌ای

هفت شب جشن و عروسی و سرور

من بله گفتم به او با یک دلیل

چون که شوهر گیر می‌آید به زور!

یک عدد خرما دهان من گذاشت

با کفن روی سرم انداخت تور!

اشهدی خواند و همان جا روی قبر

عقد کرد آخر مرا آن مرده شور!!!