يه چيزايي درباره عدد 7 !!!

بعدها که برای عددهای بزرگتر نيز نامی در نظر گرفتند، به احتمالی برای عدد "هفت" از همان واژهی قبلی "خیلی" یا "بسیار" استفاده کردند. عدد هفت که سدههای متوالی برای آنها ناشناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی مصریها، بابلیها و دیگر ملتها توانستند پنج سیارهی نزدیکتر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد "هفت" افزود. وقتی در قصههای کهن، که تا زمان ما نيز ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری میشود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیاري داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمانها و کشورها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا.
هنوز در زبان فارسی اندرز میدهند: "هفت بار گز کن یک بار پارچه (پاره) کن." این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازهگیری یا هر کار دیگری باید درست هفت بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی "بسیار" است. عدد سيزده هم چنین سرنوشتی دارد.

تعدادي از مشهورترين هفتهاي جهان عبارتند از:
هفت طبقهي بهشت:
بر
اساس آيات قرآن و مفسران احاديث، بالاترين درجهي سعادت معنوي، ورود به طبقهي
هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه يا مرحلهي آمرزش و بهشتي شدن اعتقاد
دارند. اين طبقات هفتگانه همانهايي هستند كه طي شده است.
هفت گناه كبيره:
هفت گناه كبيره گناهاني هستند كه در زمان تاريخ بسيار قديم رهبانيت مسيحي مشخص شده و در قرن ششم ميلادي توسط "پاپ گرگوري اول" يا "گرگوري كبير" در يك دسته قرار گرفتهاند.
اين گناهان عبارتند از: تكبر، طمعكاري، شهوت در معناي تمايل بيش از حد يا نامشروع جنسي، حسادت، شكم پرستي كه معمولا مستي نيز در آن منظور ميشود و تنبلي. هفت گناه كبيره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابهها، نمايشنامههاي اخلاقي و هنر اروپاي قرون وسطي بوده است.
هفت كلمهي آخر:
هفت كلمهي آخر، به آخرين جملهي حضرت عيسي (ع) بر صليب اشاره دارد. اين كلمات از اين قرارند:
خداي من، چرا مرا به خود واگذاشتي؟
هفت علم انساني (علوم سبعه):
طبقهبندي آزاد موضوعاتي كه از قرن پنجم
ميلادي به بعد، دربرگيرندهي برنامهي آموزشي غرب در قرون وسطا بود. به نظر ميرسد
كه نام "علوم انساني" برگرفته از رسالهي "سياست" ارسطو باشد
كه در آن از "شاخههايي از دانش كه شايستهي انسان آزاد است"، يعني دانش
اوليهاي كه براي يك شهروند با تحصيلات مناسب لازم است، سخن گفته است.
اين علوم عبارتند از علوم سه گانه: دستور زبان(ادبيات)، علم بيان و ديالكتيك (مباحثه و مكالمه) و علوم چهارگانه كه پيشرفتهتر بوده و از اين قرارند: حساب، هندسه، موسيقي و نجوم.
عجايب هفتگانهي طبيعي:
1- كوه اورست در مرز نپال و چين، 2- آبشار ويكتوريا در آفريقا، 3- گرند كنيون "Grand Canyon" آمريكا، 4- ساحل مرجاني بزرگ استراليا، 5- سپيدهدم شمالي قطب شمال، 6- آتشفشان و پاريكوتين "Paricutin" در مكزيك و 7- بندر ريودوژانيرو برزيل.
هفت مرد فرزانه:
نامي كه در سنت يوناني به هفت تن از سياستمداران، قانونگذاران و فيلسوفان قرن شش و هفت قبل از ميلاد داده شد.
اين فرزانگان عبارتند از: 1- "سولون" قانونگذار يوناني، 2- "تالس" فيلسوف اهل ميلتوس، 3- "پيتاكوس" فرماندهي نظامي اهل ميتيلن، 4- "كلئوبولوس" فيلسوف اهل رودس، 5- "شيلون اسپارتي" از ناظران شاه، 6- "بياس" فرزانهترين هفت فرزانه، اهل پريين و 7- "پرياندر" حاكم مستبد كورنتي.
هفت دريا:
شامل: 1- درياي قطب شمال (اقيانوس منجمد شمالي)، 2- درياي قطب جنوب (اقيانوس منجمد جنوبي)، 3- اقيانوس آرام شمالي، 4- اقيانوس آرام جنوبي، 5- اقيانوس اطلس شمالي، 6- اقيانوس اطلس جنوبي و 7- اقيانوس هند است.
هفت حس:
بر
اساس تعليمات باستاني، روح انسان يا "بدن مقدس درون" او مركب از هفت
خاصيت است كه هر يك تحت تاثير يكي از سيارات هفتگانهاند. "آتش" موجب
زندگي، "خاك" به وجود آورندهي توانايي احساس كردن، "آب" موجب
قدرت بيان، "هوا"
حس چشايي، "مه" موجد حس بينايي، "گلها" به وجود آورندهي حس
شنوايي و "باد جنوب" به وجود آورندهي حس بويايي.
هفتمين پسر از هفتمين پسر:
همانطور كه گفتيم، هفت جادوييترين اعداد است و در معرفت قومي، هفتمين فرزند پسر از هفتمين پسر يك خانواده با نيروهاي قدرتمند جادويي و شفادهندگي متولد ميشود. او پيشگو است و از قدرتهاي عجيبي برخوردار است.
عجايب هفتگانهي قرون وسطي:
1- آمفي تئاتر روم، 2- كاتاكومبهاي (سرداب) اسكندريهي مصر، 3- ديوار بزرگ چين، 4- استون هنج در ويلتشاير انگلستان، 5- برج كج پيزا، 6- برج چيني (از جنس چيني) نانكينگ، 7- مسجد اياصوفيه در استانبول.
عجايب هفتگانهي جهان باستان:
1- اهرام ثلاثه، در مصر، 2- باغهاي معلق بابل، در عراق، 3- مجسمهي زئوس، در المپيا، 4- معبد آرتميس، در اِفِسوس، 5- مقبرهي ماسولوس، در هاليكارناسوس، 6- مجسمهب عظيم رودس، در يونان، 7- برج دريايي (فار) اسكندريه، در جزيرهي فاروس
هفت و . . .
نزد بسیاری از اقوام عهد باستان "هفت" عدد ویژهای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلیها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژهای داشت. (پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر میشمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورندهی پلیدیها میدانستند و میگفتند: "پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنهاند و برای احترام به آنها که اول نام هرکدامشان سین بود، هنگام سال تحویل سفره میگستراندند و هفت نوع خوراکی که نام هریک با سین شروع میشد: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد و سبزی را بر سر سفره میگذاردند که به سفرهی هفت سین معروف بود.
برای "فیثاغورث" فیلسوف و ریاضیدان یونانی نیز عدد هفت، مفهوم ویژهی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل میشود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب میشدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آنها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند: سلن (خداي ماه)، هلیوس (خداي خورشيد)، آرس (خداي جنگ)، هرمس (خداي پيامرسان)، زئوس (خداي خدايان)، آفرودیت (خداي عشق، زيبايي و بهار) و کرونوس (خداي زمان).
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژهای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است: "خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت." موسی در ده فرمان خود از پیروانش میخواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند (روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس، هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعدها نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب میشد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانههای بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقشهای سنگین و غمناک و نقشهای طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آنها مانند رومیهای باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره (غرور، آزمندی، بیعفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس (غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد.
برای پیروان حضرت محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب میشود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز "هفت انسان خوابیده" مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی میدارند؛ مردم عامه میگویند اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آنگاه انسان باید هفت وسیلهی مورد نیازش را بستهبندی کند و با چکمههای هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند.
صور فلکی "خوشهی پروین" یا "ثریا" به عنوان "هفت ستاره" معروف است، در حالی که حتی با چشمهای غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید. عرفای بزرگ، عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان دادهاند و فاصلهی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.
در افسانهها نیز با هفت سحرآمیز برخورد میکنیم: هفت هریپاتر (قسمت هفتم)، سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی میكرد و افسانهی اژدهای هفت سر و . . .
علاوه بر این میتوان به هفت پلکان مقبرهي کورش بزرگ، هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز، هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه، نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد) و . . . اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.
سهیل بعد از شعرای یمانی پرنورترین ستاره آسمان است. وضعیت ستاره سهیل طوری است که پس از طلوع، تا ارتفاع کمی از افق بالا آمده، دوباره سر خم می کند و در افق پنهان می شود (غروب می کند). که اگر افق کاملا" باز باشد می توان آن را در مدت کوتاهی مشاهده کرد. دیدن ستاره سهیل کار ساده ای نیست، و مدت زمانی که این ستاره قابل مشاهده است بسیار کوتاه است.