هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت

هیچ ادایی جای اون نازو ادا تو نگرفت

پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه

روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت

زندگی دفتری از خاطره هاست
یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست
یک نفر همسفر سختی هاست

فهميدن عشق را چه مشکل کردند

ما را ز درون خويش غافل کردند

انگار کسي به فکر ماهي ها نيست

سهراب بيا که آب را گل کردند

درسکوت دادگاه سرنوشت

عشق برما حکم سنگینی نوشت 

گفته شد دل داده ها از هم جدا 

وای بر این حکم و این قانون زشت

کاش بودي تا دلم تنها نبود

تا اسير غصه ي فردا نبود

کاش بودي تا براي قلب من

زندگي اين گونه بي معنا نبود

کاش بودي تا لبان سرد من

بي خبر از موج و از دريا نبود