گاوه کارت سوِخت می‌خوره، شیرش سهِمیه بندی می‌شه!

يك نفر رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه مي‌كردن!

قاضي بهش مي‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد!

يهو يكي از افراد از ته سالن دادگاه داد مي‌زنه: اي كثافت بي شرف!

دوباره قاضي مي‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادرزنتان با ضربات چكش هم هستيد!

دوباره اون فرد  مي‌گه: اي آشغال كثيف!

قاضي اين دفعه ديگه عصباني مي‌شه و مي‌گه: آقاي  محترم مي‌دونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي رکيک بزنين ناچار مي‌شم از دادگاه اخراجتون كنم!

طرف مي‌گه: آقاي قاضي! مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه من 15 ساله‌ همسايه اين‌ها هستم و طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم، گفته كه ما چكش نداريم!

يارو وصیت می‌کنه بعد از مرگش روی قبرش بنویسن من مُردم، ولی مغازه باز است!

معلم انشا به بچه‌ها می‌گه موضوع انشاء این دفعه اینه: اگر مدیرعامل بودید چه می‌کردید؟

بعد می‌بینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن، به جز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می‌کنه.

معلم ازش می‌پرسه: عزيزم! چرا تو هیچی نمی‌نویسی؟

بچه می‌گه: منتظرم تا منشیم بیاد!

به ماره میگن نظرت درباره عشق چیه؟ میگه بسوزه پدر عاشقی، 8سال به پای دختر همسایه نشستم، آخرش فهمیدم شلنگه!

یه روز قورباغه اکس می خوره، شنا پروانه میره!

وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند. زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي بین اذان تا نماز.

سلام، از سرد خونه مزاحم می‌شم !

اینجا یه قلب یخ زده هست که منتظر اس ام اس گرم شماست !

آيا مي‌دانيد اگر فردا بميريد شركتي كه در آن كار مي‌كنيد به آساني در ظرف يك روز براي شما جانشيني مي‌آورد، اما خانواده‌اي كه به جا مي‌گذاريد تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد كرد؟

هر روز در اطرف ما هزارن سيب از درخت به زمين مي‌افتد ولی آنچه وجود ندارد ديدگاه نيوتنی است.

دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه! هرچي بيشتر بموني رفتنت سخت‌تر مي‌شه و اگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي‌مونه.

  هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نمي‌توني حفظش کني، چطور انتظار داري کس ديگه‌اي برات رازت رو نگهداره!!!

به تو يک صليب هديه کردم. گفتي: براي چيست؟ من که دوستت ندارم.

گفتم: مگر آن نيست که صليب را به روي گور مي آويزند؟

گفتي:آري!

گفتم: پس آنرا بالاي قلبت بياويز که گورستان من است.

اگه بهت گفتن: ده‌هزار نفر دوستت دارن، بدون اوليش منم.

اگه بهت گفتن: هزار نفر مي‌خوان پيش مرگت بشن، بدون اولين جنازه منم.

اگه بهت گفتن: صد نفر برات مي‌ميرن. بدون اولين قربوني منم.

اگه بهت گفتن: ده نفر رو مي‌خوان به جرم عاشقي بكشن، بدون اولين اعدامي منم.

اما اگه بهت گفتن: ديگه كسي تو رو دوست نداره، بدون من مُردم!!!