یه نفر می‌ره آزمایشگاه . . .

اون‌جا سر یه موضوع با دکتر دعواش می‌شه . . .

بعد از کلی سر و صدا . . .

بالاخره آشتی شون می‌دن . . .

ولی یارو بلند می‌شه می‌گه . . .

اصلا عنم رو بدید من می‌خوام برم.

من به شماها اعتماد ندارم . . .