جوكهاي غضنفري(غضنفريات)
مدت زيادي بود كه واسه دوستان لطيفه ننوشته بودم. امشب به صرافت افتادم واسه انبساط خاطر همه دوستان چنتا لطيفه از غضنفر رو كه از مدتها قبل آماده كرده بودم اينجا كار كنم. اميدوارم خوشتون بياد و لبخند رو بر چهره هاي زيباتون بنشونه.

♣ غضنفر منچ بازي ميكنه، مار نيشش
ميزنه !!!
♣ غضنفر
برای كمك به انتفاضه سنگ پست می کنه.
♣ از غضنفر می پرسن:
صورتي چه رنگيه؟ ميگه: قرمز يواش!!!
♣ غضنفر داشته
با کلید گوششو تمیز میکرده يه دفعه گردنش قفل میشه.
♣ به
غضنفرمیگن: پاشو سحره. میگه بزار بخوابم. خودم فردا صبح بهش زنگ میزنم!!!
♣ به غضنفر
میگن: از قفل فرمونت راضی هستی؟ میگه: آره، فقط سر پیچ اذیت میکنه!!!
♣ غضنفر در اثر برق گرفتگي میمیره، دوستاش و فامیلاش سر
قبرش با فازمتر فاتحه میخونن.
♣ به غضنفر
ميگن چه وقت انسان نه راه پس داره نه راه پيش؟ ميگه: وقتي که بيافته روي اره!!!
♣ دختر
غضنفر پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت ميزنه!!!
♣ به
غضنفر میگن: چرا همش داری با ماشینت دور میدون میچرخی؟ میگه: آخه راهنماي ماشين
گیر کرده!!!
♣ غضنفر
جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب، واسه اینکه ضایع نشه میگه: هر کی منو در
آورد مال خودش.
♣ از لابلاي
صفحات دفترچه خاطرات غضنفر: ما خيلي فقير بوديم، هيچ پولي نداشتيم، مادرم قادر به
زاييدن من نبود،
خالهام مرا زاييد!!!
♣ غضنفر
ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه. دوستش بهش میگه سحر صدات كنم؟ غضنفر جواب میده:
نه همون غضنفر صدام كنی بهتره.
♣ غضنفر
میره بالا
درخت چنار. می پرسن:
اونجا چیکار می کنی؟ میگه: دارم توت می خورم! میگن: الاغ اون درخت چناره. میگه الاغ خودتی، توت تو جیبمه.
♣ غضنفرتوي آتيش سوزي ميميره. پزشك قانوني اعلام مي كنن%10سوختگي،%90كوفتگي !!! ميرن تحقيق مي كنن مي بينن دوستاش آتيشو با بيل خاموش كردن !!!
♣ غضنفر
و زنش دعواشون
شده بوده، با هم حرف نمیزدند. زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای غضنفر میگذاره
که: فردا ساعت ۶ منو بیدار
کن. زنه ساعت۱۰ صبح از خواب پا میشه، میبینه
غضنفر براش یک یادداشت گذاشته که: زنیکه خر پاشو! ساعت شیشه!!!
♣ غضنفر
شهردار ميشه، صبح زود براي افتتاح پروژه ساختماني ميره. عصر ميشه؛ شب ميشه؛
ولي خبري ازش نميشه. نصفه شب خاک آلود و خسته ميره خونه. زنش ميپرسه: کجا بودي تا اين وقت شب؟ غضنفر ميگه:
والله موقع کلنگ زدن، مردم تشويقم کردن، منم يواش يواش
بدنم گرم شد و زير زمينش رو
کندم!!!
♣ غضنفر داروخونه داشته، جلو در داروخانه
با خط درشت مینویسه: سوسک کش جدید رسید. بعد
یک مدت یکی میاد تو داروخونه میگه: ببخشید، جریان این سوسک کش جدید چیه! این خونه
ما رو سوسک گرفته!
غضنفر
میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون،
بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسکي رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو
قطره ازین دارو
میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن .
یارو میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا میکشیمشون.
غضنفر میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه !!!

سهیل بعد از شعرای یمانی پرنورترین ستاره آسمان است. وضعیت ستاره سهیل طوری است که پس از طلوع، تا ارتفاع کمی از افق بالا آمده، دوباره سر خم می کند و در افق پنهان می شود (غروب می کند). که اگر افق کاملا" باز باشد می توان آن را در مدت کوتاهی مشاهده کرد. دیدن ستاره سهیل کار ساده ای نیست، و مدت زمانی که این ستاره قابل مشاهده است بسیار کوتاه است.