گاهی با خودم می گم . . .

کاش منم مرد بودم . . .

می تونستم غمم را . . .

غصه ام را . . .

با سیگاری دود کنم . . .

می شد تنهاییم را . . .

به خیابان ببرم و نگران نگاه های مغرضانه دیگران نباشم . . .

کاش مرد بودم و می شد شادیم را به کوچه ها بریزم . . .

با صدای بلند و از ته دل بخندم . . .

و هیچ ماشینی برای سوار کردنم ترمز نکند . . .

من از این مردان این سرزمین . . .

گاهی سخت گله دارم . . .