حکایت پادشاه سه زن

دختر گفت: چگونه بوده است آن حکایت؟؟؟

طوطی گفت: پادشاهی سه زن داشت یکی صالحه و دو فاحشه و آن دو فاحشه را زیاد دوست می داشت. یکی از فاحشه ها روزی به پادشاه گفت: قبله عالم! این ماهیان که در خانه منند نامحرمند. پادشاه او را زیاد مقدسه می دانست. شبی شاه در منزل او بود می گفت: دوشک1 مخمل بدن مرا می خورد. خلاصه نیم شب برخاسته از اطاق به در رفت. شاه تصور کرد به ضرورت آب می رود2. دید آفتابه برنداشت. از دنبال او بیرون آمد دید به منزل غلامان رفت و آن ها تندی کردند که چرا دیر آمدی؟ زن گفت: معذورم دارید که امشب پادشاه در منزل من بود. خلاصه غلامان به عیش مشغول شدند.

پادشاه همان ساعت به خانه آن دیگری آمد و خوابید. بعد از ساعتی دید او هم برخاسته به منزل کشیک چیانرفت. سرهنگِ آن ها با او تندی کرد. زن گفت: ای سرهنگ! معذور دار که امشب پادشاه به منزل من بود.

پادشاه از آن جا نیز برخاست آمد به خانه زن صالحه. دید آن زن بر سر سجاده نشسته به ذکر خدا مشغول است و دعا به جان پادشاه می کند.

خلاصه آن شب را پادشاه تا سحر در آن جا بود. چون صبح شد آن زن را طلب نمود گفت» ای زن! ماهیان در خانه تو بیشتر نامحرمند یا غلامان؟

زن سر به زیر انداخت. پادشاه فرمود قاطری آوردند و آن دو زن را به دم قاطر بستند و غلامان و هم کشیک چیان را کشت و آن زن صالحه را بانوی حرم خود کرد و او را نوازش کرد. آن خبر در شهر فاش شد. پادشاه پشیمان شد که چرا آبروی خود را ریختم اما سودی نداشت.

سخن که بدین جا رسید عصر بود. دختر چادر از سر برداشت و فرمود: ای مادر! امروز هم دیر شد فردا می رویم. پیرزال مانند گرگ تیرخورده بیرون آمد.  چون روز دیگر شد باز به خانه دختر آمد و افسانه(ای) چند خواند تا دختر برخاست و چادر سر کرد آمد نزد طوطی گفت: ای انیس دیرینم! امروز اجازت4 می دهی که به دیدن دوست بروم؟

طوطی گفت: اجازت می دهم لیکن می ترسم بروی و مانند آن خارکش5 از کرده خود پشیمان شوی.

دختر گفت چگونه بوده است آن حکایت . . .

ادامه دارد . . .

منبع

بازنویسی صفحات 12 و 13 کتاب چهل طوطی، طبع مطبع سپهر، مطلع مظفری بندر بمبئی با اندکی تغییر

 

پانویس:

1. دوشک. تشک، بستر خواب.

2. به ضرورت آب می رود. برای قضای حاجت به دستشویی می رود.

3. کشیک چیان. نگهبانان، مراقبان،پاسبانان، قراولان.

4. اجازت. اجازه، اذن، رخصت، دستور هم معنی می دهد.

5. خارکش. خارکن. کسی که در بیابان خار کنده جمع آوری می کند و آن را برای فروش به بازار می آورد.