مرد و زنش فرقی نمی­کند،

هرگاه کسی را آن­قدر دوست داشتی که حاضر شدی

دار و ندار احساست را به پایش بریزی

و او در عوض،

در انحنای اولین دو راهی،

پشت پا به قلبت زد

و همه چیز را از یاد برد

و رفت

و کمرت را شکست

و تو در جواب،

تنها مسیر گم شدنش را در خم جاده،

تا سر حد محو شدن دنبال کردی

و همه­ ی آن­چه بر تو گذشت را

هیچ از چشم عشق ندیدی،

آن روز . . .

سرت را بالا بگیر . . .

تو دیگر یک مرد شده ­ای!