سيزده بدر از رسوم قديم ايرانيان است. در هر شهر و منطقه اي به گونه اي خاص برگزار مي شده و مي شود. شهر راور و مردم آن نيز از اين قاعده مستثني نبوده اند و مانند همه سنتهاي ديگر، هر ساله مراسم روز سيزده نوروز را نيز انجام مي دادند. اما پيشرفت جامعه نحوه سيزده بدر رفتن را دستخوش تغييراتي كرده است.

به دليل اينكه راور در منطقه كويري واقع شده، در نزديكي شهر ييلاق يا جايي كه بتوان روز سيزده را در آنجا به سپري كرد بسيار محدود مي باشد.

در گذشته نه چندان دور وسايل نقليه موتوري مانند امروز جاي خود را در ميان مردم باز نكرده بود و اكثر مردم از دوچرخه يا چهار پايان به عنوان وسيله حمل و نقل استفاده مي كردند. به همين دليل اين امكان وجود نداشت كه در روز سيزده بدر به مكاني دور از محل زندگي خود سفر كنند. اكثر خانواده ها تدارك ناهار و پذيرايي براي اين روز مي ديدند و معمولا ناهار را در منزل صرف كرده و پس از آن از خانه خارج شده و به همراه همسايه ها يا اقوام به مزارعي كه در نزديكي منازلشان بود مي رفتند.

زنها، دخترها، بچه ها، تازه عروس و دامادها اقدام به گره زدن برگهاي گندم يا جو مي كردند. جوانها به بازيهاي محلي از قبيل گردوبازي، پول بازي، اشكس بازي(eshkas bazi)  مي پرداختند. از درختي تنومند مانند بيد، چنار، توت، پتك(patk) و ... طناب بزرگي به عنوان تاب آويزان مي كردند و كساني كه تمايل داشتند از مرد و زن و دختر و پسر تاب بازي مي كردند. هر كس سعي مي كرد مهارت خود را در تاب بازي به رخ ديگران بكشد. براي بچه ها استفاده از اين تابها مقدور نبود و آنها به تماشاي تاب خوردن بزرگترها بسنده مي كردند.

خلاصه عقيده براين بود كه در روز سيزده بدر حتما بايد از خانه بيرون رفت و به قول پيرزنهاي قديمي پايي به سبزه زد و سيزده را به در كرد. در اين روز به خانه ديگران نمي رفتند و عقيده داشتند كه اين كار شگون ندارد.

گاهي بچه ها شعري طنز گونه را به تنهايي يا به صورت گروهي زمزمه مي كردند. }سيزده به در - چارده به تو - دردا بلا اين تو كوتو (kot)«كت= سوراخ» - اون تو كوتو - وقت بهار سنجتو (شكوفه سنجد){.

مكانهايي كه بيشتر پذيراي مردم براي مراسم سيزدهم فروردين بود عبارت بودند از: سر آسياب، جو پرتو (جوب پرت آب)، جوب آب كوه، خواجه، دل دل(dol dol)، سرچشمه، مير عرب، شريف آباد و ... .

در پايان روز هم با سرخوشي و شادي به خانه بر مي گشتند و مهياي كار براي روز چهاردهم مي شدند.

با پيشرفت علم و صنعت و تكنولوژي و افزايش وسايل حمل و نقل موتوري  اين امكان فراهم شد كه مردم در روز سيزده بدر به جاهاي دورتر و حتي شهرهاي همجوار عزيمت كنند. امروزه معمولا از قبل براي محل اسكان روز سيزده بدر و نيز تدارك ناهار و تنقلات آن برنامه ريزي انجام مي شود. به علت محدود بودن تفرجگاههاي نزديك  شهر، شب قبل يا صبح زود يك نفر با موتور سيكلت زودتر از همه به راه مي افتد و جايي را براي اسكان افراد فاميل رزرو يا تصرف مي نمايد. اكثر مواقع چند خانواده با هم بيرون مي روند. غذا را يا در خانه مي پزند و به همراه مي آورند يا در همان مكان غذا طبخ مي شود. همان گونه كه پذيرايي هاي داخل خانه ها پر زرق و برق است، براي سيزده بدر هم چيزي كم نمي گذارند. (ناهار مفصل به همراه دوغ يا نوشابه و سالاد و ...) يك ميهماني كامل در فضاي باز. از آتش معمولا خبري نيست و براي تهيه غذا و چاي بيشتر از اجاق گاز و كپسول پيك نيك استفاده مي شود. همه چيز رنگ تمدن به خود گرفته است.

بازي بچه ها با توپ انجام مي شود. از تاب خوردن خبري نيست يا بسيار كم است، چون درختي باقي نمانده كه توان طناب داشته باشد. تاب بازي؛ به بازي بچه ها تبديل شده است و بزرگترها از تاب خوردن خجالت مي كشند و اگر كسي اين جسارت را به خود بدهد و در تاب بنشيند همه او را به گونه اي نگاه مي كنند كه انگار مرتكب گناه كبيره شده است. بزرگترها بيشتر به بحث پيرامون مشكلات اقتصادي، قيمت نفت، عدم پرداخت وام و  مسائل سياسي مي پردازند. سبزه گره زدن هم كمتر ديده مي شود.

در پايان روز و هنگام مراجعت، همه خسته از كار و تلاش يك روزه كه صرف تهيه غذا و شستشوي ظروف و غيره شده است. در چهره همه پيداست كه از گردش و تفريح اين روز لذتي كه نبرده اند هيچ بلكه خستگي اين روز؛ فردا هم در كارشان تاثير خواهد گذاشت.

انشاالله كه ايام عيد و بقيه ايام سال براي همه سرشار از شادي و سرور باشد.